کرانه ها .: کرانه ها :-: وبگاه شخصی حمید مشهدی آقایی :.

هوالعلیم.
1⃣ دو واژه ی «مسأله» و «معمّا» باهم تفاوت هایی دارند، از جمله اینکه:
?افراد با حوصله وتوانمند به حلّ «مسأله» می پردازند و بی حوصله ها و ناتوان ها به محض برخورد با «مسأله»، به جای حلّ آن، به حذف صورت مسأله اقدام می کنند.
?«معمّا» امّا، حکایت دیگری دارد، بیشتر به راز گشایی و پرده برداری و رونمایی حقیقت احتیاج دارد؛
?باید، به رازهای معمّا پی ببری، آن را کشف کنی، تا آن را بنمایی.
2⃣ «جوان»، آن هم جوانِ «نسل سوم وچهارم»، نسل معمّایی این زمان است، نه مسأله ی آن.
?عدّه ای ازسر دلسوزی درپی یافتن راه حلّی برای رفع مشکلات جوانان هستند.
?ایشان بدون اینکه توجه کنند،جوان را «مسأله» و «مشکل» این زمان می دانند. اینان نه «جوان» را و نه «جوان این زمانه» را نمی شناسند.
?لذا طبیعی است، حال وهوای ذهنی و عینی او را نشناسند و این نسل ناشناخته را متهم به دین گریزی وبی توجهی به آرمان ها کنند. غافل از آن که،حکایت دیگری است اینجا…



یکم. اهمیت مجلس خبرگان را این کلام رهبر فرزانه انقلاب می تواند روشن کند:«مجلس خبرگان می تواند مظهر تام و تمام انزال سکینه ی الهی باشد… دو انتخابات مهم در این مجلس انجام می گیرد: یکی انتخاب به وسیله ی مردم که معتمدین خودشان را معین می کنند… دوم، انتخاب رهبری توسط خبرگان… هیچ نهاد دیگری را ما به این شکل نداریم که دو انتخاب در دل آن وجود داشته باشد… این مجلس همچنین مظهر آراء مردم و مردم سالاری دینی یا مردم سالاری اسلامی هم هست… وقتی این مجلس تشکیل می شود و آمادگی خود و استقلال فکری خود و آگاهی خود را نشان می دهد،‌ این موجب سکینه و آرامش در دل های مومنین می شود. در واقع این سکینه ی الهی، سرریز می شود از این مجلس به داخل جامعه».
در این فرازها از سخنان رهبر عزیزمان دو توصیف جلوه دارد؛ «خبرگان مظهر آرامش و سکینه ی ملی»، «خبرگان مظهر تام مردم سالاری دینی». همچنین در فرازهای دیگری از سخنان ایشان «مجلس خبرگان موجب تضمین حاکمیت ارزشهای اسلامی» بیان شده است که جلوه ای از اسلامیت نظام نیز هست.



۶ بهمن ۱۳۹۴

برجام پس از دو سال و اندی مذاکره وگفت وگوهای پر کش وقوس به سرانجامی رسیدکه اگرچه دستاوردهایی درخور توجه دارد اما مراقبت هایی را می طلبد که بدون آن ممکن است به ضد خود تبدیل شود. فارغ از نگاه های بدبینانه و سیاه نمایانه و نیز نظرات خوش بینانه وساده نگرانه که محصول افراط وتفریط است می توان با نگاهی از منظر دفاع واقع بینانه و نقد منصفانه به نکات زیر اشاره کرد:



تب سخن و نقد و تایید ردصلاحیت ها پس از هیات های اجرایی، درگستره ای وسیع تر به هیات های نظارت استانی و مرکزی رسیده است؛ چنانچه در نوشته های قبلی، پیش بینی کردیم. هیات اجرایی، به مثابه زیر مجموعه ی فرمانداری ها، بعداز ثبت نام فله ای، به تایید فله ای روی آوردند تا توپ در زمین هیاتهای نظارت باشد و همه ی مراحل احراز وتایید، برعهده ی شورای نگهبان بماند.تا این نهاد مهم وموثر، زیرفشار سنگین تاییدکاندیداهای دو انتخابات، حداقل از یکی کوتاه بیاید.
ثبت نام دوازده هزار نفر از همان اول مشکوک می نمود، گو اینکه عده ای یاران خود را به نهضت ثبت نام فراخوانده بودند. از این رو شاهد ثبت نام تعداد زیادی از محکومان کیفری وحقوقی و امنیتی بودیم که درمیان آنان ازمرتکبان قتل عمد و شبه عمد بود، تا متجاهران به فسق و شراب خواری، تاکسانی که حداقل مدرک لازم را نداشتند، تا کسانی که نشانی ناقص یا غلط ازخود داده بودند، تا تحقیقات میدانی را ناقص بگذارند!!! در این باره چند نکته گفتنی است:



همانگونه که پیش بینی می کردیم هیات اجرایی انتخابات با تایید حداکثری کاندیداهای ثبت نام کرده، فهرست اسامی تایید شدگان را برای هیات نظارت شهرستان و طبعاً برای استان ارسال کرد. به باور نگارنده یکی از ضعف های کنونی قانون انتخابات، ساز و کار انتخاب هیات اجرایی و نحوه ی عملکرد آن است. در هر حال و علیرغم انتقادمان، این گام اول را احترام گذاشته و برای هیات محترم اجرایی که مهمترین مسئولیت شان در یکی دو دهه اخیر تعیین صندوق های اخذ رأی و اعضای پای صندوق است آرزوی توفیق می کنیم. ایضاً از فرمانداری محترم که مثل همیشه و در همه ی دولت ها با سرعت و در عرض یکی دو جلسه ی مختصر کار را به انجام رساندند سپاس گزاریم.

لکن از اینجا به بعد مسئولیت متوجه هیات نظارت شهرستان و استان است که باید توجه جدی به مسئولیت خطیر خود داشته باشند.



بی تردید انتخابات مجلس خبرگان از جهات مختلف مهمتر از هر انتخابات دیگری است:

اولاً- نقطه تضمین آرامش و امنیت نظام و مردم است که در حساس ترین  مواقع بحرانی تصمیمات درست و به هنگام او ضامن بقاء نظام است، چنانچه در خردادماه ۶۸ پس از رحلت امام راحل با انتخاب مقام معظم رهبری اتفاق افتاد.

ثانیاً- جلوه تام مردم سالاری دینی است که دو انتخاب در او اتفاق می افتد. یکی انتخاب نمایندگان خبرگان توسط مردم و دوم تشخیص و معرفی و انتخاب رهبری توسط نمایندگان مردم. اگر ولایت فقیه را جلوه روشن اسلامیت نظام بدانیم و از سویی حضور مردم را جلوه بارز جمهوریت، ‌این ترکیب زیبا را در خبرگان با نمود بیشتری مشاهده می کنیم. لذا طبیعی است که دشمن در پروژه ی نفوذ خود، چشم طمع ویژه به این جایگاه داشته باشد. از این رو درصدد برنامه ریزی دقیق برای این انتخابات مهم است. مواردی که ذیلاً می آید بر اساس اخبار و تحلیل هایی است که در شبکه های خارجی و محافل داخلی پیاده نظام دشمن به چشم می خورد. آنها در این تحلیل و جلسات نکات ذیل را مطرح کرده و می کنند:



نگاهی به جنایات اخیر آل سعود صهیونیست!

آل سعود – که نیاکان آنها به شهادت اسناد تاریخی از یهودیان خیبر هستند- این روزها و به فرموده دقیق آقا، وقار ساختگی خود را از دست داده و به سیم آخر زده اند! چراغ سبز به ارتش صهیونیستی نیجریه – با حضور فرمانده دست نشانده ی ارتش مذکور، سه روز قبل از حادثه در ریاض- برای شهادت دو هزار نفر شیعه مظلوم نیجریه و ضرب و شتم رهبر مصلح و مومن شیعیان آن دیار -شیخ زکزاکی- و همسرش یک نمونه است. واضحتر از آن شهادت مظلومانه آیت اله شیخ نمر با گردن زدن و به رگبار بستن پیکر نحیف و مجروح وی می باشد. چرا آل سعود این روزها دست به این حماقت ها می زند؟ آیا این قدر دچار جنون شده که به عواقب اقدامات خود آگاهی ندارد؟ در این باره چند تحلیل وجود دارد:



این روزها که برجام درمسیر اجراشدن قرارگرفته است، مواردی متعدد از رفتارهای دولتمردان و حامیان جریان اعتدال واصلاح طلبی مشاهده می شودکه تعجب برانگیز است!!

سخنان تند و همراه باعصبانیت رییس جمهور محترم درنمایشگاه مطبوعات، خطاب به رسانه های منتقدبه گونه ای بود که انتقاد حامیان دولت راهم برانگیخت. این اولین بار بود که رییس قوه مجریه درجمع اهالی مطبوعات و رسانه ها منتقدانش را اینگونه می نواخت!

نامه چهار وزیر به رییس جمهور را به خاطر دارید! که چگونه مورد اهانت مشاور عالی رییس جمهور، آقای ترکان واقع شد.اخیرا آقای مجید انصاری معاون امورمجلس رییس جمهور نیزمنتقدان را هم آوا با صهیونیستها نامید.



۲۶ آبان ۱۳۹۴

امروز سه شنبه،هفتمین روز تشییع پیکر مطهر “شهیدسید اسماعیل سیرت نیا” است. درکشاکش و غوغای رسانه ای داخلی و خارجی، شهدای مدافعان حرم ،نسیم وار می آیند و بدون اینکه بفهمیم ،زندگیمان را طراوت می دهند و به عطر شهادت تر و تازه می کنند،البته تاحدی امنبتش را احساس می کنیم،اما حکایت این شهدا، فراتر از این تصورات است که بماند!

یک.درست روز یکشنبه بود،درجلسه ای نشسته بودم. پیامکی برایم آمد:
سلام! دیروز ازلاذقیه پرواز کرد: “سیداسماعیل سیرت نیا”!!! باورم نشد،جواب دادم :
سیرت نیا خودمون؟؟! جواب آمد:در الحاضرشهید شده،در گردان الزهرا(س) بود.یک ترکش خورده به پهلوش،یکی هم به سرش……!
سید را ده سالی بود که می شناختم ،باهمه خاطرات شیرینش،که خدا می داند از او جز محبت وخوبی درخاطرم نبود و نیست! درهمان جلسه به عزیزی که سید رو میشناخت ،خبر را گفتم، لحظاتی مبهوت ماند و ازصحبت ایستاد…بعد گفت: او همین بود..به هرچیز می خواست می رسید،حالا هم به شهادت رسیده!! و من بی اختیار به خودم گفتم:””حقش بود!!”



۹ اردیبهشت ۱۳۹۴

۱- بیداری اسلامی که در سال ۸۹ به سرعت برق اتفاق افتاد و در یک جریان توفنده منجر به سقوط چهار دیکتاتور آمریکایی شد، موجب گردید استکبار و ارتجاع عرب به دست و پا بیفتند و چاره جویی بکنند. یکی از راهبردهای برگزیده ی آنان مهندسی معکوس در بیداری اسلامی از طریق «بدل سازی» مقاومت اسلامی و «دولت سازی» به عنوان جایگزین دولتهای ساقط شده بود. راه اندازی جریان النصره، جیش الحر، داعش و … با جذب فعال و شستشوی مغزی عده زیادی از جوانان فریب خورده در راستای همین بدل سازی مقاومت اسلامی بود. ساقط کردن دولت ضعیف و بی پشتوانه ی محمد مرسی و نیز ایجاد آشوب و هرج و مرج در لیبی از این قبیل بود. حمله به سوریه و عراق نیز به منظور سقوط دولت های جبهه مقاومت از همین قبیل است.