کرانه ها » آن روزهای خدایی .: کرانه ها :-: وبگاه شخصی حمید مشهدی آقایی :.
۱۴ بهمن ۱۳۹۵

هوالعلیم

 

«وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا مُوسی‏ بِآیاتِنا أَنْ أَخْرِجْ قَوْمَکَ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَی النُّورِ وَ ذَکِّرْهُمْ بِأَیَّامِ اللَّهِ إِنَّ فی‏ ذلِکَ لَآیاتٍ لِکُلِّ صَبَّارٍ شَکُورٍ:

 

ما موسی را با نشانه های روشن مان فرستادیم، تا مردم خودرا از تاریکی های (ظلم و جهل) به سوی نور (آزادی و هدایت) رهنمون شود و روزهای خدا (روزهای ظهور، رحمت ویژه خداوند) را به یاد آن ها آورد که در این کار برای هر انسان شکیبا و شکر گزار نشانه هایی از پروردگار است.» (سوره ابراهیم، آیه 5)

 

1. سی و هشتمین سال پیروزی انقلاب اسلامی، یادآور روزهای به یادماندنی بهمن 57 و روزهای حماسی قبل از آن است. روزهایی که به حق باید آن را «ایام الله» نامید. قرآن کریم مهمترین ویژگی «یوم الله» را خروج مردم توسط رهبری الهی از ظلمت ها به نور می داند. ظلمت ظلم و ستم و حاکمیت فرهنگ فرعون و فرعون ها که با تحقیر مردم و تفرقه بین آنان سالیان طولانی بر جامعه حکومت کردند و دین و دنیای مردم را به تاراج بردند.
آیه پنجم سوره مبارکه ابراهیم این مهم را چنین یادآوری می کند: «و ذَکِّرهُمْ بایام الله؛ ای موسی! روزهای خدایی را به یاد مردم بیاور که چگونه باران رحمت خاصه ما بر آنان بارید و آنان را از زمستان جور و بیداد به بهار آزادی دین رسانید.»

 

2. تدبّر در «ایام الله» یکی از وظایف همگانی ماست. تفکر درآن روزهای خدایی و دقت در وضعیت کنونی و مقایسه با سال های قبل از انقلاب، ما را متوجه حقایقی بلند و آسمانی می کند. به راستی که انقلاب اسلامی، آینه لطف خدا و هدیه حضرت بقیه الله (عج) بر مردم ایران در روزگار ناامیدی بود.

3. بیایید با هم مروری کوتاه به این حادثه ی بزرگ داشته باشیم:

  • سال 56 – هفدهم دی ماه – یعنی سال های اوج قدرت و حکومت استبداد پهلوی و استعمار آمریکایی. مقاله ای در روزنامه ی اطلاعات نوشته می شود و در آن به ساحت مقدس مرجعیت – امام خمینی – اهانت می شود؛
  • دو روز بعد جرقه انقلاب اسلامی در قم با حرکت روحانیت و مردم زده می شود. این جرقه تبدیل به شعله های آتش خشم مردم می گردد که به تبریز، یزد، اهواز، اصفهان، مشهد، تهران، شیراز و … کشیده می شود و در کمتر از 7 ماه با حادثه هفده شهریور به اوج می رسد؛
  • در سیزده آبان همه ایران آماده حضور در میدان می شود و اول محرم سال 57، شمارش معکوس سقوط رژیم سفاک پهلوی آغاز می گردد. تاسوعا، عاشورا، اربعین، بیست و هشتم صفر، راهپیمایی های میلیونی مردم، امید غرب را از شاه خائن قطع می کند؛
  • و سرانجام 22 بهمن، روز حقیقی خدایی و سقوط حتمی استبداد به وقوع می پیوندد.

 

4. فقط چهارده ماه طول کشید که مجهزترین، مقتدرترین، ثروتمندترین و وابسته ترین حکومت خاورمیانه از مسند قدرت به ذلت سقوط کشیده شود، و استعمار، صمیمی ترین دوست خود را از دست بدهد.به نظر شما سقوط چنین حکومتی – آن هم در اوج قدرت و ثروت و امنیت ظاهری– در عرض یک سال و دو ماه نشانه­ی لطف الهی نیست؟آن نویسنده عرب زبان چه زیبا نوشت:« [امام] خمینی شرق را حیرت زده کرد، غرب را به زانو درآورد و نگاه جهان را به انقلابش معطوف داشت.»

 

5. اگر نگاهمان را دقیق تر کنیم عظمت حادثه را بهتر درک می کنیم:« قرن بیستم، دو جنگ بزرگ اول و دوم جهانی را به همراه داشت که دستاورد آن سقوط قدرت های انگلیس، ایتالیا، ژاپن، آلمان، فرانسه و روسیه بود. سالهایی سخت که حدود صد میلیون انسان بر اثر خودخواهی شیاطین انسان نما درآتش جنگ سوختند و سرانجام از ویرانه های جنگ جهانی اول و دوم دو ابرقدرت آمریکا و شوروی سربرآوردند. یکی امپراطوری لیبرالیسم را سامان داد و دیگری امپراطوری کمونیسم را تاسیس کرد. دنیا به دو قطب شرق و غرب تقسیم شد. غرب مظهر رفاه و آسایش و ثروت و قدرت نام گرفت و شرق مظهر مبارزه و آزادیخواهی و عدالت طلبی و مساوات!در آن دوران اگر کسی دنبال آسایش و رفاه بود غرب قبله ی او بود و اگر ظلم آمریکا و یاران او را برنمی تافت ناچار پناهگاه او شوروی (سابق) بود. در این میان دین – و به ویژه دین اسلام – به سرعت می رفت که به فراموشی سپرده شود. هر حرکتی که به نام اسلام انجام گرفت به تمسخر و طعنه و نیشخند گرفته شد.کار به آنجا رسید که حتی بسیاری از مسلمانان و مومنان برای مبارزه خود چاره ای جز پناه بردن به شعارهای کمونیستی یا ملی گرایی نمی دیدند. چرا که هرگونه شعار اسلامی محکوم به نابودی بود. سالیان سال بود که دین مایه سستی و رخوت مردم معرفی شده بود. بسیاری اسلام را افیون و ماده مخدر حرکت مردمی می دانستند. یعنی هر کسی که متدین و مؤمن است، حتما انسانی ترسو، خانه نشین و بدون حرکت است؛ چرا که خاصیت دین چنین است!! این تبلیغات پرسروصدا باعث شد عده زیادی از جوانان و نوجوانان به انحراف کشیده شدند و آمریکا یا شوروی را تنها راه نجات خود بدانند.

 

6. حکومت پهلوی نیز هر حرکتی را قلع و قمع می کرد. در ایران یا باید دل به غرب و آمریکا می دادی یا تسلیم ملی گرایی و وطن پرستی می شدی! فقط دو مکتب وجود داشت: مکتب امپریالیسم(غرب) و ناسیونالیسم (ملی گرایی). هر حرکتی به نام اسلام ارتجاع سیاه نام می گرفت و به شدت سرکوب می شد. رضاخان و محمدرضا پهلوی طی مدت 57 سال حکومت سیاه خود از سویی بیشترین وابستگی را برای ایران ایجاد کردند و از طرف دیگر شدیدترین ظلم و ستم ها را بر مردم خود روا داشتند. در کنار همه ی وابستگی های اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و نظامی که ایران را حیاط خلوت آمریکا کرده بود، تحقیر اراده و غرور مردم و جوانان دردناک تر بود.چگونه انسان می تواند تحمل کند که شاه مملکت در عرض یک روز از ایران به آفریقای جنوبی برده شود و به جرم حمایت از آلمان و در غربت بمیرد و فرزند او محمدرضا برای ماندن بر تخت سلطنت، پشت درِ سفارت انگلیس در تهران یک ساعت قدم بزند و سفیر انگلیس به او اجازه ورود به دفترش را ندهد و سرانجام با توسل به آمریکا سلطنت را گدایی کند!! [ر.ک خاطرات حسین فردوست، ج1]آیا می توان پذیرفت که در زمانی که جمعیت ایران بین 20 تا 35 میلیون نفر بود (طی سی سال) میلیون ها بشکه نفت رایگان و مجانی به جیب رژیم غاصب صهیونیستی برود وایران و ایرانی از ناحیه مسلمانان « برادر یهود» نام بگیرد و هم ظلم دشمن را تحمل کند و هم ناسزای دوست را؟!آیا تحمل این موضوع سخت نیست که شاه ایران باید آخرین تصمیم گیری های خود درباره کشورش را با سفیر آمریکا در ایران مشورت کند و منتظر دستورالعمل های کاخ سفید بماند!!

حکایت ولخرجی ها و حیف و میل بیت المال در حکومت پهلوی، خود، قصه پر غصه ی دیگری است. و شگفت اینکه چنین حکومتی با تبلیغات فراوان، خود را وطن پرست معرفی می کرد و مبارزان مؤمن و مسلمان را وطن فروش!

 

7. در چنین شرایطی فرزندی از فرزندان پیامبر (ص) و شاگرد برجسته ی مکتب اهل بیت (ع) پس از چهل و پنج سال تحصیل و تعمیق در علوم دینی و مطالعه در آثار و احوال ملت رنجدیده ایران و پس از 15 سال رنج تبعید و دوری از وطن، با تربیت شاگردانی کارآزموده و مردمی به آمادگی رسیده با شعار اسلام و جمهوری اسلامی و به پشتوانه عاشورا وکربلا قیام می کند و بدین سان هیچ شهر و روستا و خانه ای را نمی توان یافت که به پای قیام او بایستد و درعین ناباوری همه جهان، کارآمدی اسلام و تشیع را عیناً به اثبات برساند!

 

دقت کنیم!

عظمت انقلاب اسلامی  فقط به رفتن حکومت پهلوی و آزادی مردم نیست – که آن هم در جای خود کاری بس عظیم است- عظمت نهضت امام خمینی در شکستن حصارهای پیش ساخته سیصد ساله غرب در ناکارآمدی دین است. بزرگی این حرکت الهی درآن است که راه سوم را پیش روی مردم نهاد. نه شرق و نه غرب، فقط اسلام.

شکوه انقلاب اسلامی در بیدارسازی و آگاه سازی مردم مسلمان دنیا است. امروز نگاهی به دنیای اسلام بیاندازیم. عراق، لبنان، فلسطین، افغانستان، تونس،مصر، اردن، یمن، الجزایر و …

 

دقت کنیم!

تلاش کردند، ما را محاصره کنند. از شمال به شوروی بزرگ، از غرب به عراق (صدام) و ترکیه (لائیک)، از شرق به افغانستان (در اشغال شوروی) و پاکستان (دست نشانده امریکا)، از جنوب به کشورهای خلیج فارس و عربستان!

امروز از شوروی و صدام چه آثاری مانده است؟

امروز در  عراق غلبه با کیست؟

امروز دولت ترکیه در چه موضعی است؟

امروز در افغانستان به چه هدفی رسیده است؟

خواستند نیل تا فرات را برای اسرائیل بزرگ، شعار همگانی کنند. امروز رژیم غاصب صهیونیستی در محاصره  بیداری اسلامی است. لبنان، سوریه، مصر، اردن، حکومت انقلابی فلسطین، کانون های مبارزه اسلام و بیداری اسلامی شده اند.

 

فراموش نکنیم!

سی و هشت سال، تمام تلاش خود را به کار گرفتند، آخرین تلاش آنان فتنه سال 88 بود که همه این کشورها از غرب و روسیه و رژیم صهیونیستی، عربستان، مصر و … به حمایت آمدند و سراسیمه و شادمان افول جمهوری اسلامی را اعلام کردند؛ امروز پس از هفت سال در چه ورطه ای گرفتار آمده اند!

در این سال­ها تولّد فزند شوم صهیونیزم و امریکا، «جریان تکفیری محارب»، در سوریه وعراق و…  به شکست انجامیده است.

و اینک نوکران صهیونیزم در حجاز و ترکیه، زبون تر از همیشه در باتلاقی که خود خواسته اند گرفتار آمده اند؛ و این ایران انقلابی است که در حلقه ای از آتش فتنه ها، سربلند و سرافراز، در امنیتی مثال زدنی، با رهبر حکیم و الهی اش به سوی اهداف بلندی که ترسیم کرده است در حال حرکت است.

 

 

یک نکته!

کسی منکر مشکلات و نارسایی های مختلف اقتصادی، فرهنگی و سیاسی نیست. همه می دانیم تا رسیدن به حقیقت اسلام راه زیادی در پیش داریم. خدا رحمت کند امام راحل را که فرمود: نسیم اسلام در کشور وزیدن گرفته است. اما حکایت انقلاب اسلامی، حکایتی فراتر از تحلیل های یک روز و دوروز است! برای رفع مشکلات همه باید تلاش کنیم؛ هم مسئولان که باید قدر مردم خوب و انقلابی مان را بدانند و هم ما مردم باید اهمیت شرایط کنونی را مانند همیشه بدانیم.

 

 

حرف آخر

آیه پنجم سوره ابراهیم، موسای کلیم را – و همه مؤمنان را – به یادآوری روزهای خدایی تذکر می دهد. و ایام الله را «آیات الله» می داند. نشانه هایی از حقایق فراتر از واقعیت های زمینی، حقایقی که به خون پاک شهیدان و نیت زلال امام عزیزمان پیوند خورده است، حقایقی که رهبر فرزانه مان آن را نوید داده است: «شکی نیست براساس حقایقی که خدای متعال مقدر کرده، خاورمیانه جدید شکل خواهد گرفت که خاورمیانه اسلام خواهد بود.» (8/12/88)

 

در پایان این آیه می فرماید: « إِنَّ فی‏ ذلِکَ لَآیاتٍ لِکُلِّ صَبَّارٍ شَکُورٍ ؛ در این ایام الله نشانه هایی روشن و هدایت گر برای هر انسان شکیبا و شکرگزار است.»

 

دو واژه صبار (بسیار شکیبا) و شکور (بسیار شکرگزار) ما را به مقاومت و شکرگزاری دعوت می کند. بیاییم وقایع سی سال اخیر را دوباره بخوانیم، بزرگترها مرور کنند و جوان ها بخوانند و اندیشه کنند. منصفانه و واقع بینانه با استمداد از امام رضا (ع) که این انقلاب اسلامی پرتوی از لطف ایشان است، بخواهیم کمکمان کند. دنیای اطراف خود را ببینیم، کشورهای دیگر را مشاهده کنیم، نظری به همسایگان اطرافمان بیاندازیم، وضعیت کنونی غرب و صهیونیسم را با سالهای قبل بسنجیم. استقلال و آزادی اکنونمان را با زمان طاغوت بسنجیم. «صبر» و «شکر» امید می آورد، امید به آینده ای روشن، آینده ای روشن که از آن ماست. آینده ای که به روز ظهور یار پیوند خورده است. إن شاء الله

 

 

حمید مشهدی آقایی
دهه مبارکه فجر 1395



[ برچسب ها ] :
نظر شما در مورد اين نوشتار چيست ؟

دیدگاه خود را به ما بگویید.