کرانه ها » اسرار عید قربان .: کرانه ها :-: وبگاه شخصی حمید مشهدی آقایی :.
۲۲ شهریور ۱۳۹۵

«عید قربان» با یک رویداد بزرگ گره خورده است، با داستان شنیدنی ابراهیم و اسماعیل. سوره صافات این واقعه زیبا و تاریخی را کوتاه و رسا بیان کرده است. لحظاتی چند این آیات را با هم مرور می کنیم:

 

«وَإِنَّ مِن شِیعَتِهِ لَإِبْرَاهِیمَ ﴿83… فَبَشَّرْنَاهُ بِغُلَامٍ حَلِیمٍ ﴿101 فَلَمَّا بَلَغَ مَعَهُ السَّعْیَ قَالَ یَا بُنَیَّ إِنِّی أَرَى فِی الْمَنَامِ أَنِّی أَذْبَحُکَ فَانظُرْ مَاذَا تَرَى قَالَ یَا أَبَتِ افْعَلْ مَا تُؤْمَرُ سَتَجِدُنِی إِن شَاء اللَّهُ مِنَ الصَّابِرِینَ ﴿102 فَلَمَّا أَسْلَمَا وَتَلَّهُ لِلْجَبِینِ ﴿103 وَنَادَیْنَاهُ أَنْ یَا إِبْرَاهِیمُ ﴿104 قَدْ صَدَّقْتَ الرُّؤْیَا إِنَّا کَذَلِکَ نَجْزِی الْمُحْسِنِینَ ﴿105 إِنَّ هَذَا لَهُوَ الْبَلَاء الْمُبِینُ ﴿106 وَفَدَیْنَاهُ بِذِبْحٍ عَظِیمٍ ﴿107﴾ …

از پیروان نوح ابراهیم است… او را به پسری خردمند مژده دادیم. تا آنگاه که به نوجوانی رسید، ابراهیم به وی گفت: ای پسر عزیزم! در خواب دیدم که تو را ذبح می کنم! نظر تو در این باره چیست؟ اسماعیل گفت: پدرجان! آنچه به تو امر کرده اند انجام بده. به یاری خدا مرا از صابران خواهی یافت. آنگاه که این دو پدر و پسر بر فرمان خدا گردن نهادند و تسلیم شدند، ابراهیم، اسماعیل را به پیشانی بر زمین خوابانید [تا او را ذبح کند]،[در این هنگام] ندا آمد ای ابراهیم! خواب را تصدیق کردی؛ ما اینچنین پاداش اهل احسان را خواهیم داد. این واقعه امتحانی آشکار بود. ما او را به ذبحی عظیم فدیه دادیم.»

 

یک آزمون بزرگ

حکایت یک امتحان بزرگ است و آشکار، « بلاءٌ مبین». قصه ابراهیم قصه از خود گذشتن نیست، داستان از «همه چیز گذشتن» است. لذاست که به مقام «امامت» می رسد. صحنه زندگی انسان سرشار از آزمون های تلخ و شیرین است. «نَبلوکم بالخیر و الشر فتنهً؛ ما شما را به خیر و شر می آزمائیم»[1]

 

در این عالم آزمون گیرنده خداست و آزمون شونده انسان. صحنه آزمودن همه لحظات زندگی انسان؛ و ابزار آزمون خیر و شر، ثروت و فقر، رفاه و سختی، صلح و جنگ، سلامتی و بیماری و … .

 

مهم این است که چگونه از این آزمون های سرنوشت ساز و انتخاب های حساس بیرون می آئیم. آیا ما نیز در آزمون های زندگی مان پیروز شده ایم؟ آیا خود را برای امتحان های بزرگ آماده کرده ایم؟

 

یک نبرد سرنوشت ساز

«عید قربان» ترسیم یک جنگ مستمر، همیشگی و تمام نشدنی است، جنگ حق و باطل! جهاد اکبر و اصغر! مبارزه با شیطان درون (نفس) و شیطان بیرون (شیاطین جن و انس). جنگی به درازای عمر انسان که از مبارزه آدم و حوا با شیطان، هابیل و قابیل آغاز شده و ادامه دارد و ادامه خواهد یافت … تا روز قیامت.

 

قرآن کریم آکنده از این قصه هایی است که به فرموده خدای بزرگ «قصص الحق» است. در مقابل هر پیامبر و انسان صالح و بنده خدا در طول تاریخ جبهه ای کشیده شده است، یا از درون و یا از بیرون! یا نفس امّاره و ابلیس و شیاطین یا انسان های عصیانگر و طاغوت صفت.

 

عبودیت؛ از گسستن تا پیوستن

«عید قربان» عید «عبودیت» است. سکه عبودیت دو رو دارد:

از «رمی جمرات» و سنگ زدن به شیطان [گسستن از غیر خدا (الا اله)] تا حلق و تراشیدن سر و کوتاه کردن ناخن [پیوستن به خدا (الا الله)] تا قربانی کردن و همزمان با او تکبیر و ذکر گفتن و سپس به سوی کعبه بازگشتن. همه و همه ماجرای انقطاع از غیرخدا و اتصال به اوست. دوری از نفس و شیطان و تقرب به الله و قهرمان این صحنه ابراهیم است و اسماعیل و هاجر. پدر، مادر و پسر! یک حج کوچک الهی، یک خانواده متعالی، یک تربیت ربانی و یک دنیا درس و رمز و راز.

 

کلمه توحید و توحید کلمه

نفی شرک و اثبات توحید وتحقق کلمه طیبه «لا اله الا الله» جز با اتحاد، وحدت و انسجام حاصل نمی شود. عید قربان، عید وحدت و همدلی و همزبانی مسلمانان نیز هست بر گرد محور توحید. با یک شعار واحده، لا اله الا الله، یک قبله، یک کتاب، یک پیامبر و یک هدف واحد؛ تحقق عدالت و عبودیت که گمشده ی امروز بشر است. آری شیطان همان گونه که دشمن عبادت و راز و نیاز ما است، دشمن وحدت و اتحاد ما نیز هست که « إِنَّمَا یُرِیدُ الشَّیْطَانُ أَن یُوقِعَ بَیْنَکُمُ الْعَدَاوَهَ وَالْبَغْضَاء؛ شیطان همواره درصدد افکندن شعله دشمنی و نفرت بین شماست»[2] این نیز یکی از درس های عید قربان است.

 

و فدیناه بذبح عظیم

منطق «فدا» منطق برّنده و کوبنده ی انبیا و اولیا است. منطق اهل حق و حقیقت است. راه روشن هدایت و رستگاری است. وسیله تقرب الی الله و مسیر نفی طاغوت ها و ستمکاران و مجرای تحقق رسالت بزرگ پیامبران و امامان! «فداکاری» و منطق فدا و از جان گذشتگی، در همه اعصار و قرون به کمک انسان آمده و او را نجات داده است. هر جا که انسان و بشریت به بن بست خورده است، این «قربانی» دادن است و شهادت است، ایثار است که به داد او رسیده است. بن بست ها و شکست ها او را به مقصد رسانده است.

 

منطق «فدا» منطق ابراهیم، موسی، محمد، علی، فاطمه، حسین (ع) و … و مهدی است.

منطق «فدا» منطق حق و حقیقت طلبی است که همواره در مقابل «منفعت خواهی» های دنیا طلبان و «مصلحت اندیشی های» بزدلان قد علم کرده است و راه راست را فراروی انسان نمایانده است.

 

«عید قربان» تجلی فداکاری و نمود و نمونه منطق اهل حقیقت است. از این روست که عید قربان، روز حسین (ع) است و زیارت حسین (ع).

او بود که بخاطر بندگی انسان، حج را تبدیل به عمره کرد و به کربلا شتافت.

او بود که در «مشعر» الحرام عشق، معرفت و شعور والای انسانی را در معرفت و اطاعت یارانش جلوه گر ساخت.

او بود که در عرفات محبت، از همه چیز خود گذشت.

او بود که در منای دلدادگی هفتاد و دو قربانی تقدیم کرد و خود را که ذبح عظیم بود!

او بود که نه هفت بار که هفتاد و چند بار از صفای قتلگاه تا مروه خیمه گاه هروله کرد …

این عید قربان اما دلم هوای ظهر عاشورا کرده است. یاد دوران کودکی هایم بخیر، آنگاه که عاشورا دم می گرفتیم و می خواندیم:

امروز عاشوراست یا عید قربان است؟! / کرببلا یکسر از خون گلستان است!

و باز هم سروکارم با تو است ای حسین! در صبح عید قربان زیارت وارث می خوانم و می گویم: السَّلامُ عَلَیکَ یا وارِثَ إبراهیمَ خَلیلِ الله.


 

[1]. سوره انبیاء – آیه 35

[2]. سوره مائده، آیه 91



[ برچسب ها ] :
نظر شما در مورد اين نوشتار چيست ؟

دیدگاه خود را به ما بگویید.