کرانه ها » عيد بر عاشقان مبارك باد .: کرانه ها :-: وبگاه شخصی حمید مشهدی آقایی :.

هو العلیم

 

روزها و ساعات پایانی ماه خدا، آمیزه ای از خوف و رجا را با خود همراه دارد. انسان مومن بر سر یک دو راهی عبرت آموز قرار می گیرد. از سویی محزون است و از طرف دیگر خوشحال و مسرور. حالت عجیب وداع و سلام، حالتی بین بریدن و پیوستن، رفتن و آمدن! و تو میمانی که به رفتن عزیزترین روزهای خدا اندوهگین باشی یا به سرانجام وظیفه ی الهی ات در یک ماه گذشته شادمان؟! چقدر این حالت شبیه احوال روز قیامت است!

 

دلتنگی های آخر ماه رمضان و شب عید فطر

چه شبی است امشب. انگار همین دیروز بود که شادمانه و خوشحال اولین روز، روزه داری ات را به افطار نشستی و اینک باید بگویی:

عید رمضان آمد و ماه رمضان رفت / صد شکر که این آمد و صد حیف که آن رفت

این دلتنگی های تلخ و شیرین چاره ای برایت نمی گذارد مگر اینکه به بوستان دعا پناه ببری و از زبان ائمه ی دین با خدا سخن بگویی و شگفتا که بیشترین دعاهای شب آخر و روز عید فطر  از سید الساجدین (ع) است. آری باید از لسان آن زینت پرستش گران بخوانی و بخواهی. از او که در طول ماه رمضان هیچ یک از همراهان و خدمتگزاران خود را به خاطر اشتباهشان سرزنش نمی کرد و چون شب آخر ماه می شد، آنها را فرا می خواند و می فرمود: « از یکایک گناهان و خطاهایتان در گذشتم، اینک شما بیایید گواهی دهید که علی بن الحسین (ع) شما را بخشید. اکنون شما به درگاه خدا با گریه و زاری برای او بخواهید و بگویید: خدایا! از علی بن الحسین (ع) درگذر،آن گونه که او از ما گذشت. او را از آتش آزاد کن، آن گونه که ما را از رهانید.» (1)

چه حالی داشت امام زین العابدین (ع) در وداع ماه رمضان آنگاه که می فرمود:

« … خداحافظ! ای برترین ماه خدا و ای عید اولیای خدا.

بدرود، ای گرامی ترین اوقات همراه و ای بهترین ماه ها

خدانگهدار! ای همدمی که با آمدنت موجب الفت شدی و اینک که می روی ما را به درد هجران دچار می کنی!

خداحافظ! ای یاوری که ما را در نبرد با شیطان یاری کردی!

خداحافظ! آن گونه که چون آمدی برکات آوردی و گناهان ما را شستی.

خداحافظ! که خداحافظی با تو نه از روی خستگی است و نه از روی ناراحتی.

خداحافظ! ای ماهی که دیروز مشتاق آمدنت بودیم و فردا (دوباره) به شوق آمدنت خواهیم نشست.

خداحافظ! از تو، از فضیلت تو که از آنها محروم شدیم.

… پروردگارا بر محمد و آل محمد درود بفرست و مصیبت ما را بر فقدان این ماه جبران کن و عید ما و فطر ما را بر ما مبارک گردان… » (2)

شب عید است و می دهند برات …

شب عید فطر! یکی از چهار شب بزرگ سال! شبی که به بشارت رسول اکرم (ص) به مومنان نداده می شود:« صبحگاهان به سوی جایزه بشتابید که فردا روز جایزه است. سوگند به آن که جانم به دست اوست، آن جایزه درهم و دینار نیست.» (3)

شب عید فطر را باید احیا گرفت به قرآن و نماز و دعا. شبی است که مزد و جایزه را کامل می دهند و مولایمان امام رضا (ع) ما را به جهد و تلاش دراین شب خوانده است: « اِجتَهِدُوا فِی لیلهِ الفطر فی الدُعاء و السَهَرِ؛ در شب عید فطر، در دعا و شب زنده داری بکوشید.» (4)

سفره مهیا شده است، از اطعمه و اشربه آسمانی. بعد از نماز مغرب و عشا، شش رکعت نماز می خوانی ( سه نماز دو رکعتی)؛ در هر رکعت 5 بار سوره توحید را می خوانی به امید آنکه شفاعت رسول الله (ص) بهره ات شود. (5)

و چه زیباست تکبیرهای شب عید. گویا می خواهی برای فردا آماده شوی … الله اکبر … الله اکبر… لااله الا الله و الله اکبر…

و باز هم … حسین (ع) … باز هم کربلا… باز هم تجدید دیدار با سید الشهدا….

هر شب جمعه، قدر، عرفه … شب زیارتی حسین (ع) است. اما امام صادق (ع) فرمود: « زیارت حسین (ع) در شب فطر و قربان و نیمه شعبان، حلاوت دیگری دارد.»

آری! تو کربلا نیستی. دلت می خواهد آن شب در بین الحرمین باشی! اما چه باک! هر کجا که هستی، دست به سینه ات بگذار و سه بار بگو: « صلی الله علیک یا اباعبدالله»

این شب را با دلی پاک و بدنی مطهر و زبانی مترنم به استغفار و صلوات به صبح برسان! شبی است که امام سجاد (ع) می فرمود:« این شب کمتر از لیله القدر نیست.» (6)

عید بر عاشقان مبارک باد

… فجر صادق دمیده است … چه حسرتی تمام وجودت را فرا می گیرد. دیروز همین وقت ها بود که نیت روزه می کردی و با دلی پر از شوق به نماز می ایستادی اما اکنون … حیف که فرصت ها گذشت!

امروز – روز عید را – نباید روزه بگیری، روز عید فطر حرام است! آری این است مکتب بندگی؛ دیروز روزه بر تو واجب بود وامروز حرام است! و تو در احترام به  این وجوب و حرمت، بندگی را تمرین می کنی وچه زیبا از فردا – دوم شوال – روزه مستحب است! این سیره ی اولیای خدا بوده است که دهه ی اول شوال – غیر از اول شوال (عید فطر) – را روزه می گرفتند. یعنی خدایا ما اهالی رمضان هم خوش استقبال هستیم و هم خوش بدرقه!

و تو به نماز می ایستی! نمازت را می خوانی، دلت پر از شور و شوق است، تکبیر می گویی… الله اکبر الله اکبر… لا اله الا الله و الله اکبر … بعد از نماز آماده رفتن به نماز عید می شوی، چه سنت نیکویی است که هنوز بسیاری از مومنان دارند قبل از صرف صبحانه و تناول و نوشیدن هر گونه غذا و نوشیدنی، کام خود را با تربت حسین شهید باز می کنند!!

قد افلح من تزکی و ذکر اسم ربه فصلی

تو نمازت را  خوانده ای. با تربت الحسین و اندکی نان و خرما کامت را گشوده ای. اگر فرصتی و حالی برایت بوده، غسل روز عید را انجام داده ای و در اجابت سفارش امامان بزرگوار بهترین لباسهایت را پوشیده ای، خود آراسته ای، معطر کرده ای و حتما زکات فطر خود را کنار گذاشته ای تا قبل از نماز آن پرداخت کنی. آری! تو به این آیه عمل می کنی: « قد افلح من تزکی و ذکر اسم ربه فصلی؛ رستگار شد کسی که زکات خود را داد و با نام خدا به نماز ایستاد.» (7)

حرکت می کنی با خانواده ات، به سمت حرم یا به سوی مصلی یا مسجد…

ای کاش می دیدیم که فرشتگان به سر هر کوی و برزن ایستاده اند. به ما و شما شادباش و خیر مقدم می گویند و ندا می دهند: «اغدوا الی رب کریم یعطی الجزیل و یغفر العظیم؛ بشتابید به سوی خدای کریم که عطای فراوان می دهد و گناهان بزرگ را می بخشد.» (8)

آماده نماز می شوی، موذن ندای آماده باش برای نماز می دهد و صف های نماز بسته می شود. ندا می آید: «الا ان ربکم قد غفر لکم؛ خدایتان شما را بخشید.» (9)

موذن می گوید: الصلاه، الصلاه، الصلاه… الله اکبر…

نماز آغاز می شود و تو سراپا گوش به حمد و سوره ای. سوره ای که در رکعت اول سوره اعلی است و در رکعت دوم شمس و در هر رکعت قنوت های پنجگانه (رکعت اول) و چهار گانه (رکعت دوم) به اقتدای امام به جا می آوری… چه قنوت زیبایی، چه آهنگ دلنشینی دارد… چه قدر آرامت می کند… خدا را به چه نامهایی می خوانی. اللهم اهل الکبریاء و العظمه  و اهل الجود و الجبروت و اهل العفو و الرحمه و اهل التقوی و المغفره

چه دو گانه های آسمانی ای! خدایی که صاحب کبریایی و عظمت و جبروت است! اما این خدا می بخشد، در می گذرد، مهربانی می کند و ندیده می گیرد … آه چه فرازهای اطمینان بخشی.

تو را می خوانم، از تو می خواهم…

می خواهم از تو به حق این روز، روز جایزه! روز عطا، روز مهربانی، روز سخاوت آسمانی ات که آن را عید قرار داده ای و برای محمد و آل محمد(ص) و همه ما این روز را ذخیره ی پایان ناپذیر، شرافت بیکرانه و کرامت مهربانانه ات و زیادت بخش و مغفرتت قرار داده ای.

از تو در این روز پنج خواهش دارم. پنج خواسته ای که همت بلندم آن را می طلبد. خدایا من به کم راضی نیستم:

اول – می خواهم بر محمد و آل محمد (ص) درود بفرستی که صلوات کلید همه گشایش هاست.

دوم  – مرا در همه نیکی هایی که پیامبر واهل بیتش را وارد کردی، وارد کن.

سوم – و از همه ی بدی هایی که آنان را بازداشتی، بازم داری.

چهارم – خدایا بهترین هایی را که بندگان صالحت خواستند، می خواهم.

پنجم – و به تو از همه شروری که بندگان با اخلاصت از آنها به تو پناه بردند، پناه می برم.

نماز به پایان می رسد، صدای تکبیر بلند می شود و تو می اندیشی چه رازهای شگفتی دارد این نماز روز عید فطر. چه پیام های والایی دارد آداب این روز بزرگ. صبح که برمی خیزی نماز می خوانی، غسل می کنی، کام را با تربت حسین (ع) و با خرما باز می کنی!، تکبیر می گویی!، زکات فطره می دهی – حتی برای نوزاد یک روزه – تا در غم و نیاز  دیگران شریک شوی و به نماز می آیی. وحدت و اتحاد را در صفوف به هم پیوسته پشت سر امام به زیبایی هر چه تمامتر و از همیشه چشمگیرتر می بینی و سرشار از شور و شعور و سرور با آمیزه ای از دلشوره و نگرانی مقدس به خانه ات برمی گردی! و تو می دانی که جنت دیدار خدا و لقاء الله را با دو پاداش قبلی فاصله بسیار است. سخت است به این درجه رسیدن اما تقاضای این پاداش و جزای شیرین از همت انسان های مومن دور نیست.

نیک بنگر! در این ماه رمضان جزء کدام گروه بوده ای!

ماه رمضان به پایان رسید… نه! عمر ما کاهش یافت و ما قدمی به مرگ نزدیک تر شدیم.

ناراحتیم از دوری اش و شادمانیم از انجام وظیفه مان!

اما گویا گمشده ای داریم که جز با او آرام نمی گیریم، جز با او عید نداریم! جز با او دلخوش نیستیم. با او، با مهدی فاطمه (س)، جان جانان و خورشید پنهان!، امیر لیله القدر و صاحب روز عید.

آقاجان! سخت است این عیدها را بی تو سپری کردن!

رنج آور است همه را دیدن و تو را ندیدن!

امروز! روز عید فطر، دعای ندبه به تو مستحب است.

آقای من، ای بدر تمام!  ای خورشید پنهان! ای سحاب رحمت! ای بهار عدالت! ای حقیقت عبودیت! لَیْتَ شِعْری!

مَتى تَرانا وَنَراکَ!…

اَیْنَ اسْتَقَرَّتْ بِکَ النَّوى!

یابن رسول الله(ص)! یابن الزهرا(س)! یابن الرضا (ع)!  از همین جا ترا صدا می زنم، ترا می خوانم! یَا بْنَ السّادَهِ الْمُقَرَّبینَ! یَا بْنَ النُّجَباءِ الاَْکْرَمینَ! یابْنَ الْبُدُورِ الْمُنیرَهِ!

بیا تا عبادت هایمان با تو کامل شود.

بیا تا زندگی مان با تو معنا یابد!

بیا …

حرف آخر

«عید» یعنی بازگشت، «فطر» از فطرت است، یعنی بازگشت به فطرت الهی مان! یعنی بازگشت به همان حالی که خدا دوست دارد، حال بندگی!
«عید» یعنی بازگشت به سوی خدا؛ چه خواندنی است این فراز از خطبه پیشوای پارسایان که فرمود : «مردم! این روز عید شما … شباهتی زیاد به قیامت دارد پس با خروج از منازل و حرکت به سوی مصلا خروجتان از قبر و رفتنتان به سوی پروردگار را یاد آورید. و آنگاه که به نماز می ایستید به یاد وقوفتان در پیشگاه محکمه عدل الهی بیفتید و چون به خانه هایتان برمی گردید بازگشتتان به سوی بهشت را به یاد آورید… (10)

«عید فطر» یعنی عید لب گشودن و افطار کردن. آری، هر روزه را با افطار لب به طعام گشودیم و اینک یک ماه روزه با عید فطر لب به خوردنی ها و آشامیدنی ها و … می گشاییم… افطار هر روز و عید فطر یک ماه!

«عید فطر» مومنان روزه دار سه گروه می شوند و هر سه خوشحال و مسرورند. بنگر من و تو کدام یک از آنان هستیم:

گروه اول – کسانی هستند که به خاطر ترس از جهنم و عذاب روزه گرفته اند. آنان – انشاءالله – از عذاب جهنم رهیده اند.

گروه دوم – کسانی اند که به شوق بهشت و سودای جنت روزه داشته اند. آنان نیز – انشاء الله – به خواسته ی خود رسیده اند.

گروه سوم – اما آنهایی هستند که « حُباً لله» و به عشق او روزه گرفته اند.آنان نیز – انشاءالله – به لقاء الله بار یافته اند.

والسلام – التماس دعا

 

پی نوشت:

1. بحار الانوار ، 98، 186 – به نقل از ماه خدا –  محمدی ری شهری، 3، 879

2. صحیفه سجادیه ، دعای چهل و پنجم

3. کافی ، 4/67 – نقل از ماه خدا ، 2/909

4. ج ج ، 91/132

5. الاقبال ، 1/459

6. بحار الانوار، 91/119

7. بحار الانوار، 93/104

8. مستدرک الوسایل ، 6/154

9. کنز العمال ، 8/486 – ماه خدا ، 2/930

10. میزان الحکمه ، 7/131

 

 



[ برچسب ها ] :
نظر شما در مورد اين نوشتار چيست ؟

دیدگاه خود را به ما بگویید.