کرانه ها » مهدی (عج)؛آرزوی مشتاقان .: کرانه ها :-: وبگاه شخصی حمید مشهدی آقایی :.

مهدی (عج)؛آرزوی مشتاقان

جهان با آرزو برپاست (1) و انسان با آرزو ، روزش را به شب می رساند. اگر آرزو نباشد، هیچ مادری فرزند خود را شیر نمی دهد،(2) هیچ باغبانی نهالی نمی نشاند(3)، هیچ کشف تازه ای در جهان علم رخ نمی دهد، هیچ حرکتی رو به تکامل تحقق نمی یابد. امید و آرزو موتور اصلی زندگی و اصلی ترین عامل پیشرفت تمدن بشر و جامعه انسانی است. از این روست که امید و آرزو « رحمه من الله (4)؛ رحمتی از سوی خدا» نام گرفته است.

 

بهترین آرزو چیست؟ آرزوی حقیقی کدام است؟نکته همین جاست. از همین نقطه است که عده ای راه را گم می کنند. عده ی زیادی از ما آرزوی حقیقی را در ثروت، مقام، شهوت، شهرت و… می بینند اما نمی یابند؛ درست مثل سراب، که آن را از دور ” آب” می انگاریم. اما وقتی به آن می رسیم در حقیقت عطش مان افزوده شده و جز خستگی و دلمردگی چیزی بهره مان نشده است.

 

قرآن و روایات و ادعیه زیبای ما، بهترین آرزوها را در رسیدن به خدای مهربان می‌دانند. همین زیارت آسمانی امین ‌الله را که سوزناک و عاشقانه می‌خوانید، بهترین آرزو را به شما معرفی می‌کند . در آخرین فرازها :« انک ولی نعمایی و منتهی منای و غایه رجایی فی منقلبی و مثوای ؛ تو ولی نعمت‌های من ، نهایت آرزوهایم و آخرین امیدم هستی».

 

بسیاری از مردم به ” آسایش ” می‌رسند اما به ” آرامش ” نه؛ تلاش می‌کنند، ثروت می‌اندوزند، خانه‌های مجلل فراهم می‌کنند، بهترین درمان‌ها و داروها را در اختیار دارند، بهترین مقام و موقعیت ها را به دست می‌آورند، اما راحت نیستند و آرامش ندارند. حکایت ” آرامش ” قصه دیگری دارد. قرآن می‌گوید: « الا بذکر الله تطمئن القلوب(5)؛ دل آرام گیرد به یاد خدای ». از این  رو آرزوی حقیقی در آرامش حقیقی است.

 

” زندگی حقیقی ” که نتیجه‌اش آرامش حقیقی است ” حیات طیبه ” نام دارد. ” حیات طیبه ” یعنی زندگی پاکیزه، زندگی دلنشین. برخی از زندگی ها ناپاک اند؛ مانند زندگی‌هایی که در آن «ربا»، «حرام ‌خواری» و « ظلم به حق دیگران » وجود دارد.

 

برخی زندگی‌ها پاک اند، اما دل نشین نیستند؛ مانند کسانی که اهل حلال و حساب و رعایت هستند  اما ” اخلاق حسنه ” در زندگی ندارند. این‌ها زندگی پاک دارند اما زندگی پاک، گام اول است.

 

زندگی دل‌نشین بالاتر است؛ زندگی دل‌نشین یعنی حیات طیبه. این بهشت ” انجام حلال و ترک حرام الهی ” و ” اخلاق حسنه “است.

 

این زندگی آرزوی همه انبیا و اولیا بوده است. بشریت از روز اول کم و بیش این زندگی را تجربه کرده‌ است، بهشت حکومت سلیمان نبی، بهشت حکومت پیامبر اعظم (ص) در مدینه، بهشت حکومت عدل علی (ع) و … اما افسوس و دریغ که قدر ندانسته‌اند و دوباره از آن بهشت الهی به زندگی سخت و طاقت فرسای کنونی هبوط کرده است.

 

« بهشت تقوی و اخلاق نیک» که دو شاخصه اصلی حیات طیبه اند، با یک معیار اصلی شناخته می‌شوند: ” زندگی با یاد خدا ” و ” با ولی خدا ”. این همان چیزی است که در حکومت عدل مولود مبارک این ایام در جستجوی آنیم، در بهشت حکومت مهدی (عج). راستی چه زندگی زیبایی است… بندگی خدا در کنار مهدی زهرا (ع)، بهشت عدالت، بهشت امنیت، بهشت رفاه، بهشت کمال علمی، بهشت مساوات واخوت و برادری و از همه مهمتر بهشت عبودیت زیر سایه ولایت مهدی (عج)، …

 

بهشت – حیات طیبه – را چنین ترسیم کرده اند:

او که بیاید ، بهار حقیقی می آید – او بهار است و دگرها ماه دی- بهار حقیقی نشانه زندگی حقیقی است. او ابر بارنده، آسمان سایه افکن، زمین گسترده، چشمه جوشان است. (6) او بر جایی قدم نمی گذارد جز آن که بهاری شدن را به آن عرضه می کند.(7) زمین به وسیله او آباد و خرم و سرسبز می شود. آسمان باران خویش را فرو می فرستد، زمین گیاهان خویش را بیرون می فرستد. میوه های خود را آشکار می سازد. (8) عدالت برپا می شود، کسی به کسی ظلم نمی کند.(9) بدعت ها زدوده می شود، حق ،حاکم می شود، باطل می رود. زمان سختی ها سپری می شود، بیدادگری ها از بین می رود.(10) زمین جگر پاره های  خود را چون قطعات طلا ونقره بیرون می ریزد. اسلام بطور کامل اجرا می شود. ثروت ها را در میان مردم به فراوانی می بخشد، فقیری یافت نمی شود. فرایض و سنت های الهی زنده می شود، اسلام عزت می یابد، عقل ها کامل می شود، اخلاق ها بهاری می شود، غم و رنج رخت برمی بندد، دلهای داغدار التیام می یابد، از دشمنان دین انتقام می گیرد، زخم سقیفه و غم کربلا شفا می یابد،  همه موجودات شادمانی می کنند، حتی مردگان در قبرها و ماهیان در دریاها؛ نفرت ها وکینه ها زدوده می شود، الفت و صمیمیت همیشگی می شود.(6) مردم به او پناه می آورند، به او که آغوش پناهش همیشه گشوده است.

 

اینجاست که باید چنین او را فریاد زد: «امنیه شایق یتمنی» ؛ «کجایی ای آرزوی هر مشتاقی که آرزویت می کند.»

 

او را ندیده ایم، چهره ی زیبایش را ندیده ایم . در فرازهای قبل چند گل از سیره ی او را استشمام کردیم واکنون چند جلوه از صورت و شمایل او را می خوانیم که وصف العیش نصف العیش. صورت و شمایل آن یوسف زهرا را چنین توصیف کرده اند:  « شبیه ترین مردم به پیامبر (ص) و موسی (ع) و عیسی(ع) است. مانند جوانی زیبارو و گشاده رو است. چهره اش مانند ماه نورانی و ستاره های درخشان است. بوی خوش مانند بیدمشک یا شاخه ی ریحان از گامهایش برمی خیزد. او طاووس اهل بهشت است.دارای تناسب در اندام و اعتدال در بدن است، در صورتش اثر عبادت و در پیشانی اش اثر سجده نمایان است. بلند پیشانی  و روشن چهره و گندم گون، خاضع وکریم و بخشنده است. محاسنی  زیبا و پرپشت دارد و در قوت و قدرت بدنی مانند جدش امیرمومنان (ع) است و صدایش شبیه امام حسین (ع) است.(11)

 

چنین کسی با این وصف از ” صورت” و  ” سیرت” این روزها، که سالروز میلاد اوست، دوباره میهمان خانه دلهای ماست.

 

قصه ولادت این امید انبیاء و اولیا که وصف چهره اش دل می برد و توصیف سیره اش جان را پرواز می دهد شنیدنی و خواندنی است:

 

شب نیمه شعبان سال 255 هجری قمری است.شام پنج شنبه ای است که امام عسکری 23 ساله، عمه ی بزرگوارش حکیمه را به خانه اش فراخوانده و به او فرموده است: « ای عمه ، دوست دارم امشب افطار نزد ما باشی؛ زیرا آن مولودی که از خدا برای من طلب می کردی و منتظرش بودیم در این شب به دنیا می آید.»

 

حکیمه با عجله به منزل برادرزاده اش آمد. او قصه نرگس را از زبان برادر عزیزش امام هادی شنیده بود، سراسیمه به در حجره ی نرگس آمد. نرگس سلام داد و به استقبال آمد و گفت: فدایتان شوم، حالتان چطور است؟ حکیمه پاسخ داد: من و تمام عالم فدای تو شویم. تو سرور من و سیده زنان این روزگار هستی. از تو امشب پسری متولد می شود که باعث گشایش کارهای مومنین است.

 

آری؛ صبح  جمعه از نرگس – دختر یشوعا فرزند قیصر روم که نسب مادر را به شمعون الصفا  وصی حضرت عیسی می رسید -فرزندی به دنیا آمد که خدا می داند چقدر برای هستی عزیز است.

 

چه سحری بود ، سحر پانزدهم شعبان. صدای تلاوت قرآن و مناجات فضای خانه امام عسکری (ع) را آکنده است. سحرگاه روز جمعه 15 شعبان سال 255 هجری قمری مطابق با 8 مرداد 248 شمسی برابر با 29 ژوئیه 869 میلادی همگام با طلوع فجر آخرین امانت الهی ، همزمان با طلوع خورشید عالم تاب، طلوع کرد و جهان را به نور قدومش منور ساخت.

 

حکیمه چه صحنه ای را می بیند و شگفت زده مشاهده کردند؛ نوزادی همچون پاره ماه به سمت قبله در حال سجده است، انگشت سبابه به آسمان بلند کرده و می گوید: اشهد ان لااله الا الله و اشهد ان جدی رسول الله و اشهد ان ابی امیرالمومنین حجت الله.

 

سپس یک یک نام ائمه را برد تا به نام خود رسید و چنین مناجات کرد: خداوندا، عهد مرا وفا کن و کارم را به انجام برسان و گام هایم را استوار نما و زمین را به وسیله من پر از عدل و داد کن.

 

«رضوان » کلیددار بهشت او را از چشمه کوثر غسل داد و او را در آغوش امام عسکری(ع) نهادند.امام دست بر سر نور دیده اش کشید و فرمود: ای حجت خدا، ای عصاره سختی های انبیاء، ای خاتم اوصیاء ، ای صاحب بازگشت نورانی، ای چراغ پرنور، به اذن پروردگار صحبت کن. (12)

 

و حضرت مهدی (عج) به سخن آمد و چنین قرآن خواند: بسم الله الرحمن الرحیم، و نرید ان نمن علی الذین استضعفوا فی الارض و نجعلهم ائمه و نجعلهم الوارثین. (قصص/5)

 

و بدین سان مژده پیروزی حق بر باطل را به همگان داد و … جاء الحق و زهق الباطل، ان الباطل کان زهوقاً (اسراء)

 

بدان امید که تحقق عینی و کامل این بشارت الهی را به نظاره بنشینیم.

 

پی نوشت:

1. امام علی (ع)، غرر الحکم، حدیث 225 – فرهنگ نامه بصیرت، محمد ری شهری

2. رسول اکرم (ص) ، بحار الانوار، 77/173

3. همان

4. همان

5. قرآن کریم، سوره رعد، آیه 28

6. امام رضا(ع) ، تحف العقول، 439

7. کمال الدین، 2/67

8. منتخب الاثر/472

9. کمال الدین ، 2/372

10. غیبت طوسی/ 187

11. ر.ک.منتخب الاثر، تالیف آیت الله صافی گلپایگانی

12. برای اطلاع بیشتر به کتاب های بحارالانوار 52 و منتهی الامال ، جلد دوم مراجعه کنید.

13. بحارالانوار 51/ بخش اول- منتهی الامال ، ج 2، بخش زندگانی امام زمان (عج) – نشریه انتظار، سال دهم، شماره پنجم، گزارش لحظه به لحظه از ولادت امام زمان



[ برچسب ها ] :
نظر شما در مورد اين نوشتار چيست ؟

دیدگاه خود را به ما بگویید.