کرانه ها » دوباره پیامبر!!! .: کرانه ها :-: وبگاه شخصی حمید مشهدی آقایی :.
۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۵

طلوع مهر جوانمردی از مشرق خانه حسین (ع)

روز  یازدهم ماه شعبان، سال سی و سوم هجرت(1) ، دو سال قبل از حکومت امیر مومنان (ع) است که خورشید فتوت و جوانمردی از مشرق خانه حسین (ع) طلوع می کند. کهکشانی از لبخند بر آسمان چهره حسین (ع) می درخشد و گویی هر چه زیبایی است، خداوند در تبسم این کودک نشانده است.

 

یازده شعبان است و ماه پیامبر (ص) که پیامبر کوجک حسین (ع) چشم به جهان گشوده است. پدر پیشانی روشنش را می بوسد. مادر نیز او را غرق بوسه می کند و بهار در خانه حسین (ع) آغاز می شود… (2).

 

چه لذتی د ارد موهبت اولین فرزند برای پدر و مادر. فرزند اولین، حکایت دیگری دارد؛ آن هم فرزندی که عطر پیامبر (ص) را با خود هدیه بیاورد… چقدر این مولود خجسته برای امیرمومنان، علی (ع) نشاط بخش و خاطره انگیز است. مولای پارسایان خود را به خانه حسین (ع) می رساند… نوزاد را به آغوش ولایت می سپارند. می پرسد: نامش چیست؟ و حسین(ع) که چشم به سیمای ملکوتی پدر دوخته است، آرام و متواضعانه می گوید: ” علی”! آری؛ این حسین (ع) است که فرمود:« اگر هزار فرزند بیابم، نام همه را علی خواهم گذاشت.» و این امیر رحمت و مهربانی است که بوسه بر پیشانی « علی » اش می زند. بوسه علی (ع) بر پیشانی علی (ع) چه دیدنی است؛ چه خوش سعادت است این پسر که بوسه ی محبت سه امام را بر پیشانی اش به عنوان اولین نشان عشق و محبت هدیه می گیرد؛ امام علی (ع)، امام حسن (ع) و امام حسین (ع). نمی دانم زینب (س)، عباس (ع) و ام کلثوم چه شور و شعفی دارند… در خانه حسین (ع) چه غوغایی است در این شب و روز!

لیلا؛ مادری از خاندان بهشت

مبارک باید این نوزاد! خجسته و خوش فرجام باد این فرزند! چقدر شبیه پیامبر(ص) است! و چقدر شبیه مسیح (ع)! جد مادری اش؛ عروه بن مسعود ثقفی شبیه «مسیح(ع)» بود. شبی که پیامبر (ص) به معراج رفتند، مسیح (ع) را دیدند و با شگفتی گفتند: چقدر شبیه عروه است! عروه بن مسعود ثقفی؛ جد مادری لیلاست و یکی از دو بزرگی است که قریش می گفتند:« چرا قرآن بر مرد بزرگ یکی از این دو شهر (مکه و طائف) نازل نمی شود.» (3) او در واقعه ی حدیبیه از سوی قبیله ی بنی ثقیف برای عقد قرارداد صلح، نزد پیامبر (ص) آمد. پیامبر رحمت و شفقت، از او دل برد و عروه به اسلام گروید. به سوی قبیله اش بازگشت و بر بام بلند خانه ای که داشت رفت؛ اسلام خود را آشکار کرد و مردم را به توحید فرا خواند. او را تیرباران کردند؛ یکی از تیرها به قلب او خورد و غرقه در خون بر زمین افتاد. در واپسین لحظات عمرش گفت:« این لطف خدا بود که مرا گرامی داشت و شهادت را نصیبم کرد.» او کسی است که پیامبر (ص) درباره اش فرمودند:« عروه بن مسعود مانند مومن آل یاسین بود در قوم خود (قوم فرعون).» (4)

 

عروه فرزندی داشت به نام ابومرّه، بعد از ازدواج با «میمونه»، خدا دختری به نام «لیلا» به آنها هدیه کرد… این دختر سعادتمند افتخار پیوند با خاندان رسالت و ولایت را یافت و به همسری امام حسین (ع) درآمد که علی اکبر (ع) ثمره ی این پیوند الهی است.

جلوه ای از ویژگی های شبه المصطفی (ص)

علی اکبر (ع) در 27 سال عمر با برکتش هفت سال را در زمان امامت امیرمومنان، علی (ع)، ده سال را در زمان امامت عموی بزرگوارش؛ امام مجتبی (ع) و ده سال را همراه امام و پدر عزیزش؛ حضرت سیدالشهدا (ع) گذراند. کنیه اش را ” ابوالحسن” گفته اند (5) و چون بزرگترین فرزند امام حسین (ع) بود، علی اکبر لقب گرفت.

 

درباره ویژگی های او چه می توان گفت؟ وقتی امام حسین (ع) ، اخلاق و منطق او را شبیه ترین مردم به رسول الله (ص) می داند(6)، قصه ی شباهت علی اکبر (ع) به پیامبر (ص) فقط شباهت ظاهری و جسمی نیست،  بلکه حکایتی بس والاتر و بالاتر دارد! اگر بخواهیم ” خُلق” و ” منطق” علی اکبر (ع) را؛ یعنی صفات و فضایلش را بشناسیم و بفهمیم، چاره ای نداریم مگر این که به مکتب اخلاقی پیامبر (ص) و سیره نبوی بازگردیم و علی اکبر (ع) را در آن آئینه بشناسیم.

 

قرآن درباره اخلاق پیامبر (ص) چه می فرماید؟ «… و انک لعلی خلق عظیم؛ و در حقیقت تو بر نیکو خلقی عظیم آراسته ای.» (سوره مبارکه قلم/ آیه 4)

 

آری! علی اکبر حسین (ع) شبیه ترین مردم است به رسول خدا (ص) ؛ پیامبری که ” اسوه حسنه” برای جهانیان است و علی اکبر (ع) که الگوی تمام عیار یک جوان تربیت شده در مکتب وحی است؛ چرا اسوه ی کامل “جوان” امروز نباشد؟

شعله فروزان کرامت

در میان عرب، رسم بر این بوده که در شبهای تاریک، آتش می افروختند تا عابرین و واردین به وسیله آتش راهی پیدا کرده و به آسانی به مقصد برسند و بر ایشان میهمان شوند.آن آتش را “نارُالقِری” گویند.

 

علی اکبر (ع) که در میان اهل بیت (ع) و در شهر مدینه به این صفت مشهور بود، هر شب بر تپه ای مشرف به شهر مدینه آتش می افروخت تا تازه رسیدگان و ناآشنایان راه گم کرده به آنجا برسند، در خانه او میهمان شوند و از سفره کرامت و اطعام او بهره مند گردند و آنقدر در این صفت مشهور شد، که “نارُالقِری” نام گرفت. یعنی ” راهنمای رهجویان”، ” شعله فروزان کرامت و هدایت”.

 

از بیست و هفت سال زندگی آن امامزاده ی عظیم الشان، جز واقعه ی عاشورا و چند حکایت زیبای قبل از آن، چیزی نمی دانیم.این مایه ی اندوه است که دشمنان نگذاشته اند از اسوه های زندگی ساز، میراث درخشان تری برایمان به یادگار بماند، اما چه باک!

 

همین شش ماهه ی آخر عمر علی اکبر (ع) برای تمام زندگی مان اسوه و الگوست. و مگر نه این که هویت اصلی انسان را از آخرین روزهای زندگی او و چگونه مردنش می توان شناخت؟

 

علی اکبر (ع) را تا حدودی با کربلا و در عاشورا می توان شناخت.از میانه راه مکه و کربلا، آنگاه که حقانیت راه را از زبان پدر شنید فرمود:« اینک ما را از مرگ باکی نیست.»

 

اوج حیات علی اکبر (ع) را باید از ده روز پر التهاب محرم سال 61 ه.ق به نظاره نشست؛ از سقایت و آب رسانی اش در سه روز عطش و تشنگی در همراهی عمویش عباس (ع)، از نگاهبانی شبانه روزی اش برگِرد خیمه ها! از اذان صبح عاشورایش، از خداحافظی و وداع جانسوزش، از بی تابی پدر بر میدان رفتنش، از بی طاقت شدن حسین (ع)  بر پیکرش…

 

این روزها، روزهای عید است و شادی… نباید دیده هایتان بارانی شود و غبار غم بر چهره تان بنشیند، اما چه می توان کرد! … علی اکبر (ع) را باید در کربلا شناخت و عاشورا. و مگر نه این که  کربلا و عاشورا با اشک پیوند خورده است …

 

السَّلام عَلَیکَ یَابنَ رَسُولِ الله، اَلسَّلامُ عَلَیکَ یَابنَ نَبیِّ الله، اَلسَّلامُ عَلَیکَ یَابنَ اَمیرِالمُومِنین، اَلسَّلامُ عَلَیکَ یَابنَ الحُسَینِ الشَّهید، اَلسَّلامُ عَلَیکَ اَیُّهَا الشَّهیدُ وَ ابنُ الشَّهید، اَلسَّلامُ عَلَیکَ اَیُّهَا المَظلُومُ وَ ابنُ المَظلوم… اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا وَلیَّ الله وَ ابنَ وَلیِّه … اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا حَبیبَ الله و ابنَ حَبیبِه، اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا خَلیلَ الله وَ ابنَ خَلیلِه، عِشتَ سَعیداً وَ مُتَّ فَقیداً و قُتِلتَ مَظلوماً. یا شَهیدُ بنُ الشَّهید، عَلَیکَ مِنَ اللهِ السَّلام.

 

ای شهید فرزند شهید! از خداوند بر تو سلام باد!

 

عیدتان مستدام التماس دعا

 

پی نوشت ها:

  1. 1. دوباره پیامبر، دکتر محمدرضا سنگری
  2. 2. ابن ادریس حلّی، کتاب المزار به نثل از علی اکبر عبدالرزاق مقرم، ص 18
  3. 3. قرآن کریم، سوره مبارکه زخرف، آیه 69
  4. 4. الاصابه، ج 4، ص 130
  5. 5. کامل الزیارات، ص 240
  6. 6. لهوف سید بن طاووس، ص 63


[ برچسب ها ] :
نظر شما در مورد اين نوشتار چيست ؟

دیدگاه خود را به ما بگویید.