کرانه ها » درس های فاطمیّه .: کرانه ها :-: وبگاه شخصی حمید مشهدی آقایی :.
۲۲ اسفند ۱۳۹۴

◼️فاطمیّه امّا برای شیعه حکایتی مانند عاشورا دارد؛

 

یک مکتب انسان ساز و زندگی ساز است.
در این ایام دانشگاه بصیرت فاطمی گشوده می شود و مدرسه ی ولایتمداری و دوست شناسی و دشمن شناسی رونق می گیرد.

 

◼️فاطمیّه و نام حضرت زهرا -سلام الله علیها- برای ملت ما به ویژه پس از انقلاب اسلامی رنگ و بوی دیگری گرفته است.
نمی توان از فاطمیّه سخن گفت و از والفجر هشت و کربلای پنج و رمز یا زهرا -سلام الله علیها- و سربندهای یا فاطمه الزهرا -سلام الله علیها- حرفی نزد.
با فاطمیّه است که دلهایمان با شهدا انس بیشتر می گیرد، با شهیدانی که بر پشت لباس های خاکی شان می نوشتند: می روم تا انتقام سیلی زهرا -سلام الله علیها- بگیرم!

 

◼️در فاطمیّه است که یاد بقیع و مدینه و شب های غربت مولای پارسایان زنده می شود و دل های اهل ایمان سرشار از خشم مقدّس و الهی می شود و با آرزوی ظهور یوسف فاطمه -سلام الله علیها- گره می خورد.

 

◼️فاطمیّه پر از آموزه های عبرت انگیز و درس آموز برای امروز زندگی ما است.
▪️تأمّل در نام های فاطمه -سلام الله علیها-،
▪️درنگی در فضایل بیکران فاطمی،
▪️اندیشه ای در فرازهای زندگی کوتاه و لیله القدری او،
▪️تفکر در نقش برجسته ی او در عالم خلقت و ایجاد تعقل در نقش وجودی او در پیشبرد اهداف پیامبر اکرم -صلّی الله علیه و آله- و رسالت جهانی او،
▪️سخن گفتن از نقش ناپیدا و ناشناخته او در مکه و مدینه در بیست و سه سال همراهی با رسول الله -صلّی الله علیه و آله-،
▪️و مهم تر از همه نقش بی بدیل و منحصر به فرد او در حمایت از ولایت و امامت و اعتراض جاودانه او بر علیه ظلم و ستم غاصبان و ظالمان،
▪️تعمق در برکات و آثار شهادت غریبانه او،
▪️اندیشه در چرایی مخفی ماندن قبر مطهرش،
▪️جایگاه والای او در قرآن و سنت و سیره معصومان -علیهم السّلام-،
▪️و سرانجام نقش قیامتی او در روز قیامت و وانفسای محشر و رستاخیز،
همه و همه حکایت هایی است که صدها مثنوی آن را کفایت نمی کند.

 

◼️چگونه می توانیم از او سخن بگوییم آنجا که امامان بزرگوار ما که حجّت های خدا بر زمین و زمان هستند، آن مادر خلقت را حجّت خدا بر خود می دانند؟!
▪️آری! فاطمیه فقط فرصتی است تا لب انگشت معرفت را تر کنیم و برگ هایی از کتاب فضایل جلوه تام عظمت الهی را بشماریم و به قدر ظرفیت و فهم و درک مان بخوانیم و بفهمیم و توشه برگیریم.

 

◼️بگذارید از همان مقطعی شروع کنیم که برجسته ترین زمان های زندگی لیله القدری اوست. از روز بیست و هشتم صفر سال یازدهم هجری! از رحلت جانگداز پیامبر اسلام -صلّی الله علیه و آله-؛ از مدینه ی ماتم زده و سوگوار!

 

مدینه پس از رحلت پیامبر اکرم با چند موقعیت بحرانی مواجه بود:
1⃣حیرت و نگرانی که برخاسته از عظمت مصیبت رحلت رسول خدا و شدت اندوه مردم بود.
2⃣نوپا بودن اسلام؛ هنوز بیست و سه سال بیشتر از عمر اسلام نگذشته است و حقیقت دین در قلب مردم جایگیر نشده است. چنانچه علی -علیه السّلام- فرمود: عهد مردم با اسلام نوپا و تازه بود و هنوز در عمق وجودشان نرفته بود.
3⃣نظام قبیلگی و تعصبات قومی: نظام حاکم بین عموم مردم قبیله ای بود و رسوبات تعصبات قبیلگی در بین بسیاری از مردم وجود داشت. گروه زیادی هنوز فضیلت را در تبعیت از رئیس قبیله خود می دیدند و زمام امر و زندگی خود را به رؤسای قبایل خود می دادند.
4⃣توطئه های باند نفاق: برخی از اهالی مکه و مدینه از همان ابتدا یا به طمع قدرت آمده بودند یا از سر ناچاری. بسیاری از سران قبایل و عشایر درصدد فرصتی بودند تا از آب گل آلود ماهی بگیرند و بر موج حیرت و سرگردانی مردم سوار شوند.

 

◼️کینه منافقان از امیرمومنان -علیه السّلام- :
▪️هیچ کس در عظمت علی -علیه السّلام- تردیدی نداشت. همه عظمت و سبقت او در اسلام و جهاد را می دانستند.
▪️لیکن آن بنده بی نظیر خدا آنچنان بود که می فرمود: «از موقعی که همراهی رسول خدا -صلّی الله علیه و آله- را پذیرفتند، هر کسی که مخالف با او بود حتی اگر پدران و فرزندان و برادران و عموهایمان بودند از دم تیغ می گذراندیم.»
▪️او برای خدا و در راه خدا، از همه چیز و همه کس گذشت و فقط دل به راه خدا و رسول خدا داده بود و طبیعی بود که عده ای کینه های بدر و خیبر و احزاب را به دل بگیرند؛
▪️و چه رسا فرمود زهرای مرضیه: «چه باعث شده است که با کینه توزی از علی -علیه السّلام- انتقام بگیرند؟ آری او را سرزنش کردند چون شمشیر علی -علیه السّلام- در راه خدا، خودی و بیگانه و شجاع و ترسو نمی شناخت. چون علی -علیه السّلام- در برابر بی اعتنا بود و ترسی نداشت.»

 

◼️در چنین شرایطی که مردم مبهوت رحلت رسول خدایند و مقهور توطئه های منافقان، و در حیرت تازه مسلمانی به سر می برند و گرفتار تعصبات قومی و قبیلگی اند؛و عده ای از آنان، قتل و غربت علی را در سر می پرورانند؛ و علی، مظلوم و تنها و بی یاور است!
▪️عده ای دست به کار توطئه شدند و در هنگامه ای که علی -علیه السّلام- مشغول تغسیل بدن مطهر پیامبر است با فریاد تکبیر، رأی به خانه نشینی علی -علیه السّلام- و انحراف حکومت از مسیر حقیقی خود دادند و در این مسیر «تهدید» و «تطمیع» را مثل همیشه ی مستکبران، ابزار کار خود نمودند.
▪️علی را دست بسته به مسجد بردند و شمشیر بر سرش گرفتند، خانه علی و زهرا -علیهما السلام- را آتش زدند و دختر رسول خدا -صلّی الله علیه و آله- را دسته جمعی کتک زدند و فرزندش را به شهادت رساندند؛ تا هیچ کس را جرأت مقاومت و مخالفت نباشد.
◼️امّا غافل از این که فاطمه -سلام الله علیها- ذخیره ی خدا برای همین روزهاست!
▪️او حجت بزرگ خدا در غربت علی -علیه السّلام- است!
▪️او نقطه اتصال رسالت و امامت است!
▪️او تجلی تام ولایت است!
▪️او مادر دو ریحانه رسول الله و جده ی هشت حجت خدا است!

 

◼️در این غربت و تنهایی علی که فقط برای او سه نفر! یا هفت نفر مانده اند! این فاطمه است که:
▪️قیام می کند…
▪️برمی خیزد…
▪️سکوت می کند…
▪️با غاصبان قهر می کند…
▪️بیت الاحزان می سازد….
▪️بر سر تربت شهیدان می رود و گریه می کند…
▪️گریه می کند و خطبه فدک می خواند….
▪️سکوت می کند و بر سر دشمن فریاد می زند…
▪️ خطبه می خواند برای زنان انصار…
▪️خطبه می خواند برای گروهی از مردم…

 

◼️و سرانجام خطبه فدکیه…
▪️این منشور توحیدشناسی و نبوت شناسی و امام شناسی؛
▪️این صحیفه بصیرت و معرفت؛
▪️این میراث قدر ناشناخته برای شیعه تا همیشه؛
▪️عاشورای فاطمه -سلام الله علیها-؛

 

◼️چه کرد فاطمه زهرا (س) با دشمنان!
▪️با همان پهلوی شکسته، دست کودکانش را گرفت و چهل شب علی -علیه السّلام- را بر درِ خانه ی مهاجر و انصار برد.
▪️بیعت شان را در عقبه و غدیر به یادشان آورد.
▪️فضایل علی (ع) را در تبوک و مباهله و سدّ ابواب به رخ شان کشید.
▪️فاطمه شد شبگرد کوچه های مدینه با علی و حسن و حسین -علیهم السلام- برای دفاع از ولایت!

 

به همین اکتفا نکرد.
▪️به مسجد مدینه آمد، افشاگری کرد، فریاد زد، خطبه خواند، خطبه ای که نسل به نسل شیعیان باید آنرا بخوانند و حفظ کنند و برای یکدیگر به ارث بگذارند؛
▪️از اشکش، شمشیری ساخت برّنده و سِیلی ساخت که موجودیت دشمن را به خطرانداخت!
▪️با اذان بلالش! بر سر آنها فریاد کشید؛
▪️و سرانجام با وصیتش! کاری کرد برای همیشه تاریخ!

 

◼️فاطمیّه است این روزها!
▪️این روزهای آخر غم و غصه ی دختر یگانه پیامبر -صلّی الله علیه و آله- است.
▪️روزهایی است که یگانه ی خلقت، بسترنشین است و به سختی از جای برمی خیزد؛
▪️این روزها فاطمه زهرا -سلام الله علیها- به سختی به استقبال علی -علیه السّلام- می رود.
▪️او کسی است که تا سالم بود، آنگاه که صدای در را می شنید و علی را بر در خانه و در آستانه حیاط کوچک آن می دید به استقبالش می دوید و ندا می داد: السّلامُ عَلَیکَ یا أبا الحَسَن! امّا این ایام فقط می تواند خود را بکشاند تا درِ حجره (اتاق) برساند؛
▪️او نمی تواند برخیزد و برای احترام!
و خدا می داند چه بر دل زهرا می گذرد! و بر دل علی -علیه السّلام-!

 

◼️اما عاشق ولایت را چه باک!
▪️اگر محسن اش را از او گرفته اند!
▪️اگر فدکش را از او ستانده اند!
▪️اگر در خانه اش را آتش زده اند!
▪️اگر با تازیانه و غلاف شمشیر و سیلی کتکش زده اند!

 

◼️مدافع ولایت را باکی نیست!
▪️اکنون که نه سلامتی داری!
▪️نه توانی داری!
▪️نه بر پای می توانی بایستی!
▪️اینک تازه آغاز سرودن عشق به علی -علیه السّلام- است!

 

◼️این است درس های این روزهای فاطمه -سلام الله علیها-!
◼️این است عبرت های این سوزهای فاطمه -سلام الله علیها-!



[ برچسب ها ] :
نظر شما در مورد اين نوشتار چيست ؟

دیدگاه خود را به ما بگویید.