کرانه ها » کرانه ی بصیرت .: کرانه ها :-: وبگاه شخصی حمید مشهدی آقایی :.
۱۴ بهمن ۱۳۹۵

هوالعلیم

 

«وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا مُوسی‏ بِآیاتِنا أَنْ أَخْرِجْ قَوْمَکَ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَی النُّورِ وَ ذَکِّرْهُمْ بِأَیَّامِ اللَّهِ إِنَّ فی‏ ذلِکَ لَآیاتٍ لِکُلِّ صَبَّارٍ شَکُورٍ:

 

ما موسی را با نشانه های روشن مان فرستادیم، تا مردم خودرا از تاریکی های (ظلم و جهل) به سوی نور (آزادی و هدایت) رهنمون شود و روزهای خدا (روزهای ظهور، رحمت ویژه خداوند) را به یاد آن ها آورد که در این کار برای هر انسان شکیبا و شکر گزار نشانه هایی از پروردگار است.» (سوره ابراهیم، آیه 5)

 

1. سی و هشتمین سال پیروزی انقلاب اسلامی، یادآور روزهای به یادماندنی بهمن 57 و روزهای حماسی قبل از آن است. روزهایی که به حق باید آن را «ایام الله» نامید. قرآن کریم مهمترین ویژگی «یوم الله» را خروج مردم توسط رهبری الهی از ظلمت ها به نور می داند. ظلمت ظلم و ستم و حاکمیت فرهنگ فرعون و فرعون ها که با تحقیر مردم و تفرقه بین آنان سالیان طولانی بر جامعه حکومت کردند و دین و دنیای مردم را به تاراج بردند.
آیه پنجم سوره مبارکه ابراهیم این مهم را چنین یادآوری می کند: «و ذَکِّرهُمْ بایام الله؛ ای موسی! روزهای خدایی را به یاد مردم بیاور که چگونه باران رحمت خاصه ما بر آنان بارید و آنان را از زمستان جور و بیداد به بهار آزادی دین رسانید.»

 

2. تدبّر در «ایام الله» یکی از وظایف همگانی ماست. تفکر درآن روزهای خدایی و دقت در وضعیت کنونی و مقایسه با سال های قبل از انقلاب، ما را متوجه حقایقی بلند و آسمانی می کند. به راستی که انقلاب اسلامی، آینه لطف خدا و هدیه حضرت بقیه الله (عج) بر مردم ایران در روزگار ناامیدی بود.



یکم.شاید برای عده ای از ما تاکید مکرر رهبر انقلاب اسلامی بر انقلابی بودن و انقلابی ماندن جای سوال باشد. خوب است بدانیم، گزاره ی ماندگار «من دیپلمات نیستم، من انقلابی ام»‌را ایشان 19 بهمن سال 91 در جمع پرسنل نیروی هوایی گفتند. یعنی در زمان دولت دهم؛ و به تعبیر روشن تر همان زمانی که رئیس دولت دهم در ادامه فاصله گرفتن از آرمان های انقلابی، به فکر تمام کردن قضیه ی ارتباط با آمریکا افتاده بودند و بسیار تقلا می کردند و سکه ی اتمام موضوع هسته ای و مذاکره به نام آنها بخورد!! لحن روشن و قاطع ”من انقلابی ام” با این حساب، ارتباطی به این دولت و آن دولت ندارد.
دوم. ”من انقلابی ام” فراتر از یک جمله مقطعی و شعار زودگذر است. «انقلابی بودن و انقلابی ماندن» خط اصلی برای ماندگاری انقلاب اسلامی تا نیل به آرمان های مقدس آن است. انقلابی بودن، فراتر از این دولت و آن دولت و این جناح و آن جناح است. لذا ضرورتی ندارد دوستان اصلاح طلب در مواجهه ی با آن سکوت کنند و از کنار آن بی تفاوت بگذرند.
سوم. «انقلابی بودن و انقلابی ماندن» ارتقاء سطح مواجهات و خط کشی های مرسوم از سطوح نازل دعواهای چپ و راست و اصلاح طلب و اصولگرا به تراز مواجهه ی حقیقی «جریان انقلابی و غیرانقلابی» است. این شده که در همه ی سخنرانی ها و پیام های «آقا» ترجیع بند سخنانشان همین مهم است. تقریباً در این سه سال و اندی و به ویژه و صد البته پس از مذاکرات هسته ای این گزاره بیشتر مورد تاکید ایشان قرار گرفته است. تا عده ای از حزب اللهی های ساده اندیش با مذاکرات هسته ای و برجام و پسابرجام فکر نکنند که انقلاب تمام شده است و غصه ی ختم انقلاب بگیرند و همه چیز را تمام شده بدانند و گروهی از اصلاح طلبان مرعوب، نیندیشند که حالا جشن پایان دوران انقلابی گری و آغاز تعامل با جهان است (منظورشان از جهان هم آمریکا است).
چهارم. جریان انقلابی و غیرانقلابی، پاسخی به دوگانه سازی دروغین و وارداتی غرب است که با خط کشی های ساختگی می خواهد بین ملت و نیروهای انقلاب فاصله بیندازد.
انقلابی بودن مجلس شورای اسلامی، مجلس خبرگان، ائمه جمعه، جوانان جامعه اسلامی، دانش آموزان ایران اسلامی و … اخیراً انقلابی بودن امام راحل در کلام ایشان حکایت ازاین دارد که باید آرایش سیاسی کهنه و خسته کننده ی مرسوم موجود درهم ریخته شود. یارگیری ها و فراخوان های جدیدی شکل بگیرد. انقلابی گری صرفاً به مبارزه در زمان طاغوت محدود شده و مختص پیرمردان و پیرزنان نسل اول نشود. انقلابی بودن و انقلابی ماندن با مراتب و درجات آن شناخته شود و هر کس که پای آن آرمانها می ایستد به رسمیت شناخته شود و آنکه این اوصاف را قبول ندارد بدون رودربایستی تذکر بگیرد و اگر همراه نشد از گردونه ی جریان انقلابی خارج شود.
پنجم. شاخص ها خیلی روشن و گویا است. سخنرانی اخیر رهبر عزیز انقلاب در حرم مطهر امام خمینی شرح عینی همه سخنرانی های گذشته ی ایشان در طول سه سال و نیم گذشته است که در قالب 5 شاخص قابل اندازه گیری و پایش قابل توجه است:
1- پای بندی به ارزشهای مبنایی و اساسی اسلام
2- هدف گیری آرمانهای انقلاب و همت بلند برای رسیدن به آن
3- پای بندی به استقلال همه جانبه کشور (سیاسی، اقتصادی و فرهنگی)
4- حساسیت در برابر دشمن و عدم تبعیت از آن (جهاد کبیر)
5- تقوای سیاسی
شرح این شاخص ها در همین سخنرانی آمده است و در بیانات دیگر ایشان به روشنی قابل ردیابی است.
ششم. در مقاله ای که ویژه انتخابات دهم و در دو شماره قبل به اصلاح طلبان و اصولگرایان نوشتم، اشاره کردم که بخواهیم یا نخواهیم، دوره ی تصلب و تعصب روی جناح بندی های وارداتی و به ارث برده از غرب گذشته است. اینک دوران خداحافظی آرایش های سیاسی فرسوده است. اکنون دوران تودیع جریان های نخ نما و معارفه جریان انقلابی و غیرانقلابی ما است که همچون امام انقلابی ما، هر روز توفنده تر از گذشته به استکبار می تازد و مهربان تر و صمیمی تر از قبل ما را به همدلی و همراهی فرا می خواند.
هفتم. با این حساب می گوییم و می نویسیم: خداحافظ! جناح بندی های قدیمی و فرسوده و سلام بر جریان انقلابی که خط فاصله ی خود را از جریان غیرانقلابی به روشنی ترسیم می کند. والسلام



هوالعلیم.

?مسابقه ملّی یا مسابقه باشگاهی؟!!

 

?تفاوت مسابقات ملّی و باشگاهی را همگان به خوبی می دانیم.
می دانیم درمسابقه ملّی، همه اعضای تیم ملّی، از هر رنگ وباشگاه، به پشتوانه برنامه ریزی قوی مسئولان و مشارکت فعّال مردمی که مرکّب از همه ی هواداران تیم ها هستند، خود را درمصاف با حریف و رقیب می بییند، و فردای پیروزی فارغ از اینکه چند نفر از چه باشگاه در این پیروزی حضور داشتند، به تشویق و تقدیر این حرکت می پردازند.

 

❌«محدودسازی» انتخابات که مسابقه ی ملّی مردم ایران اسلامی در مبارزه با رقیب و حریف اصلی ملّت -استکبارجهانی- است، نوعی ناشکری نعمت بی بدیل مردم سالاری دینی و ناسپاسی از پیروزی بزرگ مردم و رهبری در مقابل دشمن است.

 

✅تحلیل کلان و راهبردی انتخابات، بهترین راه کَند و کاو در پیرامون این اتفاق مهمّ و تاریخی، و مطمئن ترین روش برای جلوگیری از برداشت های غلط و تحلیل های ناقص است.



اول. انتخابات، نعمت بزرگی است. برای ما که درطول سی هفت سال اتقلاب ، هرساله -تقریبا-انتخابات داشته ایم. یک امرعادی شده است اما حق این است که این الگو ومدل در دنیا بی سابقه است. باید قدر این نعمت را که تجلی مردم سالاری دینی است دانست وآن را پاس داشت. با این همه انتخابات با همه زیبایی ها وشکوه و عظمتش دارای حواشی است که اگر توجه نکنیم و دیر بجنبیم، به نوعی ناسپاسی نعمت کرده ایم و باید پاسخگو باشیم.
دوم.انتخابات در ایران اسلامی با مشارکت 62 درصدی یک نصاب مقبول است،کسانی که با فرهنگ انتخابات در دنیا آشنا هستتد، می دانند که بدون وجود احزاب قوی و پرسابقه، با اعضای فعال و مرامنامه و مانیفست مشخص، برگزاری انتخابات به نوعی غیرممکن است و به تدریج تبدیل به یک امر تشریفاتی می شود و نتایج از قبل قابل پیش بینی است؛ نمونه بارز آن آمریکا است که از هم اکنون تاحد زیادی راه یافتگان به کاخ سفید معلوم هستند.رفتارهای انتخاباتی مردم ازهم اکنون مهندسی شده و در قالب یک برنامه درمسیر دوحزب مشخص پیش می رود. این درحالی است که درکشور ما در موارد زیادی خودکاندیداها، چه در ریاست جمهوری وچه درمجلس پس از پیروزی، ناباورانه به برد خود می نگرند، نمونه آن همین انتخابات مجلس درتهران است.لذا مهندسی انتخابات درایران به شکل گسترده، بسیار مشکل و سخت است.
سوم. درانتخابات خبرگان ما شاهد تغییر چندانی نبودیم. امروز به جرات می توان گفت فراکسیون سازی و تبدیل این مجلس پراهمیت، به دو گروه اکثریت و اقلیت به شکست انجامیده و تنها امید طراحان این سناریو به انصراف یا وفات یکی ازاعضای خبرگان است که شاید ازآن رهگذر طرفی ببندند، چنانچه اخیراً در جلسات و محافل خصوصی با ناراحتی گفته اند.
چهارم. در انتخابات مجلس دهم، شاهد یک رقابت سنگین وپایاپای و نتایج تقریبا قابل پیش بینی درشهرستان ها و غیرقابل پیش بینی درتهران بودیم.تحلیل این موضوع فرصت دیگری می طلبد.آنچه هست اینکه الان زمان تعاون و همکاری و همدلی است.هم اتهام پایین بودن فهم سیاسی مردم شهرستان ها توسط برخی اصلاح طلبان، غلط و نادرست است و هم مردم فهیم و انقلابی تهران را توسط برخی اصولگرایان،کوفی خواندن جاهلانه و غیراخلاقی است.
پنجم.درباره انتخابات درحوزه انتخابیه ی ما اما غصه ها فراوان است .حکایت آراء وارداتی و تکرار مکرر این پدیده ی زشت وشوم و تنفربرانگیز، مع الاسف دارد برایمان عادی می شود. طبق اخبار تایید شده و شواهد صوتی و تصویری که برای هیات اجرایی و نظارت و نهادهای انتظامی و امنیتی و قضایی تاحد زیادی ثابت شده است می توان گفت دربرخی مناطق «مزایده»رای داشته ایم.کثرت وسایل ارتباطی امروزه نظارت همگانی را آسان کرده است و سوگمندانه باید گفت احساس ناخوشایند سرخوردگی ازطرف بازندگان و احساس کاذب «می توان به هرقیمتی برد» در بین بسیاری ازمردم شیوع یافته است.
ششم.روی سخن این قلم در وهله ی اول با فرماندار محترم وهیات اجرایی حوزه انتخابیه است:
جناب آقای فرماندار! هیات محترم اجرایی!
احتمالا تا انتشار این شماره شما صحت انتخابات را تایید کرده اید. البته ما تابع قانونیم و به تصمیم شما احترام می گذاریم، اما یک سوال ازشما داریم. البته این سوالی است که قبل ازهرچیز باید خودتان و در نزد وجدانتان به آن پاسخ داده باشید.
آیا تخلفات انجام گرفته آنقدر ناچیز بوده که می توانستید آنرا نادیده بگیرید؟ اگر چنین است، لازم است با دلیل ومدرک برای مردم توضیح دهید. در دوره قبل که انتخابات به ابطال کشیده شد، فرماندار محترم وقت تمام اهتمام وغصه اش به این بود که برای دماوند بد می شود، این نقطه ضعف مدیریتی برای فرمانداری و هیات اجرایی است!! نکند این بار هم کسانی گفته باشند برای دماوند وفیروزکوه بد است برای سومین بار انتخاباتش باطل شود، آنگاه تصمیم به صحت انتخابات گرفته اند؟!!
همین سوال ازهیات محترم نظارت هم هست. نکند دوستانمان در این نهاد مقدس به همین بهانه غیر قابل قبول تن به تسامح و تساهل در حراست از رای مردم داده باشند.
هفتم.اصرار نگارنده بر ابطال یا عدم آن نیست. نگرانی ما از این است که آیا در «حق الناس» دقت کردیم؟ حق الناس پاس داشته شده است؟ می دانیم این حق الناس غیر از یک مبلغ بدهی و دو کلمه غیبت است.این حق الناس، حق شهدا هم هست.حق مردم صبور و خوب ساکن در منطقه هم هست، این حق الناس یک حق عمومی است!!
نکند برخی از ما به دلخوشی این که کاندیدای مطلوب ما یکی از دو نفر راه یافته به دور دوم است از احقاق حق مردم کوتاه آمده باشیم. کما اینکه هوادارانی که کاندیداهایشان به دور دوم نرسیده، باید مراقب باشند که اگر نامزد انتخاباتی شان الان در دور دوم بود، این همه حرص و جوش رای مردم و حق مردم را داشتند؟؟!! یا با نگاه اغماض به تخلفات می نگریستند.
هشتم.روی این سخن با هیات محترم نظارت استان و شورای محترم نگهبان نیز هست:
شما بحمدلله ملاحظات این شهر و آن شهر را ندارید، خواسته ی به حق ما حرکت بدون نجامله و تعارف درمسیر همین احقاق حق است. تصمیم شما هرچه باشد، محترم و متاع است اما مصرانه می خواهیم بدون ملاحظه و برای احقاق حق مردم و حاکمیت قانون به شکایات و اسناد و شواهد و قراین بپردازید و انشاءالله تصمیم مبتنی بر حق و عدل را اتخاذ کنید.
نهم.روی سخنم با برخی کاندیداهایی است که خود بهتر ازهرکس می دانند که برای رسیدن به کرسی وکالت که میراث خون دهها هزار شهید است چه کرده اند!
در شرایطی که فرزندان پاک و دلاور این کشور به عشق دفاع ازحریم اهلبیت و انقلاب اسلامی هزاران کیلومتر آن سوتر در خاک و خون می غلطند و مظلومانه به شهادت می رسند، این افراد می دانند که چه جفا و خیانتی را روا داشته اند.
آنان که با هزینه و چک پول و سوروسات به دنبال بر تن کردن ردای نمایندگی مردم اند، اگر در محکمه وجدان خود لحظه ای با خود و خدایشان خلوت کنند درخواهند یافت که این ردا، ردای آتش است!!!
آنان که با وارد کردن رای های خریداری شده!! رای مردم ساکن این دو شهرستان را به بازی می گیرند، می دانندکه نمی توانند نماینده مردم باشند. حتی اگر به دور دوم رسیده یا نرسیده باشند.این افراد، چه پیروز، چه شکست خورده، بازنده ی بزرگ این انتخاب نزد شهدا و مردم و رهبری و شرمنده ی قبر و قیامت اند. وای بر ما اگر به اسم بازی سیاسی و رعایت قواعد بازی، شرع و اخلاق و قانون را نادیده بگیریم و سپس سودای رعایت قانون و تقنین داشته باشیم.
دهم.این انتخابات به هر نتیجه ای برسد، برای ما محترم و مطاع است، آنان که اعتراض دارند، راهی جز حرکت درمسیر قانون و اخلاق و رعایت حریم امنیت نظام و مردم ندارند. رعایت ادب پیروزی و شکست نیز جزو حق الناس است.
یازدهم. درباره نقاط قوت و ضعف و نحوه ی چینش کاندیداها و نحوه ی ورودشان به انتخابات و مسایلی ازاین دست، نکات زیادی می ماند که انشاءالله در فرصتی دیگر، با صراحت و شفافیت بیشتری خواهیم نوشت.انشاءالله



هوالعلیم

? نقش گفتمان رهبر انقلاب در انتخابات هفتم اسفند

 

➡️درنوشته ی پیشین، به بیان اوّلین حقیقت و واقعیّت انتخابات هفتم اسفندماه با عنوان «شکر نعمت انتخابات و مردم سالاری دینی» اشارتی داشتیم و اینک دومین حقیقت؛

 

2⃣ کم تر کسی است که نقش بی بدیل رهبری معظم انقلاب اسلامی را در ایجاد و تقویت شور و مشارکت ملّی برای شرکت در آزمون بزرگ انتخابات انکار کند.

 

◼️در فضایی که گروهی از مردم و هواداران جناح ها، تحت تأثیر فضای غبارآلود فتته 88 قرار داشتتد،
◻️با روشنگری های ایشان
▫️در سال نود -برای انتخابات مجلس نهم-
▫️و سال نود و دو -برای انتخابات ریاست جمهوری و شوراها-
▫️و امسال -برای خبرگان ومجلس-
?به صحنه ی مشارکت آمدند.

 

?رهبرانقلاب درسخنرانی های مختلف،
?انتخابات را «بیعت عمومی مردم با نظام» و «مسابقه ملّی» دانستند
?و با طرح کلیدواژه «حقّ النّاس»، فضای گفتمانی جدیدی را در تقویت اعتماد عمومی و مشارکت مردمی به وجود آوردند.
?تکمیل و تعمیق «حقّ النّاس» در ابعاد شش گانه ی آن، افق های روشن تری از «مردم سالاری دینی» را فراروی همگان نهاد.

?«دعوت عمومی به شرکت درانتخابات»، حتی از کسانی که با انقلاب و نظام و رهبری زاویه داشته، امّا به میهن شان دل بسته اند؛ جلوه هایی دلپذیر از ظرفیّت های بی بدیل نظام و استحکام ساختارهای آن از افق بلند نگاه رهبری امّت را متجلی ساخت و به رخ جهانیان کشید.

 

?رهبرحکیم انقلاب اسلامی، مانند همیشه، بر انتخاباتِ
?سالم و رقابتی،
?امن،
?قانونمند،
?و با مشارکت حدّاکثری
تاکید کردند.

 

در واقع چهار واژه ی
1⃣«سلامت»،
2⃣«امنیّت»،
3⃣«قانونمندی»،
4⃣«مشارکت حدّاکثری»،
را به عنوان مقوّمات یک انتخابات طراز مطرح کرده و این بار نیز مثل همیشه و علی رغم همه ی جوسازی ها و شبهه افکنی ها بر آن پای فشاری کردند.

 

?انتخابات هفتم اسفندماه مثل انتخابات یازدهم ریاست جمهوری، برای بار دیگر حقّانیّت «مقاومت و ایستادگی رهبری» در برابر «فتته انگیزیِ فتته گران داخلی و خارجی در فتنه 88، در تضییع حقّ النّاس» را نشان داد و خطّ بطلان دیگری بر تهمت های ناروا و نابخشودنی سران فتنه کشید.

 

?تدبیر و هوشمندی رهبر فرزانه مان باعث شد تا صاحبنظران غربی و آمریکایی، از قبل از روز هفتم اسفندماه، پیروز اصلی انتخابات را رهبر معظّم انقلاب بدانند که این بار دشمنان دیرینه و قسم خورده ی انقلاب را -که بیش از سه دهه بر تحریم آن پافشاری کرده بودند- برای اوّلین بار وادار به پذیرش نظام انتخاباتی جمهوری اسلامی ایران کرد.

 

?با توجّه به مطالب پیش گفته، شایسته و بایسته است، تحلیل های پسا انتخاباتی در همین چارچوب و بر اساس منظومه ی گفتمانی رهبر عزیز انقلاب تحلیل و تبیین و ارائه شود.
⬅️امر مهمّی که در نوشته ی بعدی به آن خواهیم پرداخت. إن شاء الله.

 

16 اسفند 1394



هوالعلیم.
?شکرنعمت انتخابات ومردمسالاری دینی

 

✅انتخابات تاریخی هفتم اسفند ماه نود و چهار را باید سرفصل نوینی در تحولات آینده ایران اسلامی و انقلابی بدانیم.

 

?اکنون که گرد و غبار تبلیغات و رأی گیری و شمارش آراء فرو نشسته،
و هر دو جناح رقیب کمی تا قسمتی از نتیجه ی انتخابات رضایت دارند،
?یکی راضی به رأی آوری اش درشهرستان هاست
?و دیگری سرمست پیروزی تهران!!
وهردو منتظر دور دوم انتخابات…
❓تا ببینند کدام جناح اکثریت لغزنده و اقلیت پرتعداد را خواهد داشت؛

 

?دراین مجال چند نکته از حقایق و واقعیّت های این انتخاب را با هم مرور می کنیم:

 

1⃣راستش را بخواهید در این کشاکش ها و سر و صداها
⭕️از یک موضوع مهمّ غافل شده ایم؛
⭕️از یک نعمت بزرگ امّا مهجور!!
?ازنعمت انتخابات…
?که مسابقه ی ملّی است،
?رفراندوم مجدّد برای نظام است،
?دمیدن روح تازه و جریان یابی خون تازه در پیکره نظام اسلامی و کشور است.
?پشتوانه اقتدار و امنیت مردم است.

 

☝️سی و هفت سال است…
?تقریبا هر سال یک انتخابات داشته ایم،
?آنقدر که برایمان عادی شده و تبدیل به یک امر روزمره شده است.
?آنقدر که حتی بچه های کم سن و سال و نوجوانانی که حق رأی ندارند، هربار و هر دوره از اعضای فعال ستادهای انتخاباتی می شوند و شور انتخابات را به خانه های خود می برند.
?آنقدر که مراسم جشن و عزایمان و آیین های مذهبی و انقلابی مان می شود ستادهای سیّار تبلیغات، و مغازه ها و ماشین ها و منازل خیلی ازما می شود ستاد تبلیغات این نامزد و آن کاندیدا!

 

❗️امّا این همه شور و نشاط و آزادی و حقّ انتخاب به چشم مان نمی آید…
?برندگان به خاطر مستی پیروزی
?و بازندگان به جهت غم و افسوس شکست،
❗️از اصل انتخابات غافل می شوند.

 

⭕️یادشان می رود؛ انتخابات میوه ی شیرین شجره ی طیبه مردم سالاری دینی است که سی و هفت سال است از هجوم تندباد حوادث و سموم آفت های مختلف و از لا به لای توطئه های سخت و نرم قد کشیده است و بالا بلند شده است که: «یُعجِبُ الزُرّاعَ لِیَغیظَ بِهِم الکُفّار»

 

?دریغا که این نعمت را ازیاد ببریم و به آن کم توجهی کنیم و به خاطر شکست ها و پیروزی ها ی خودساخته و گذرا و نامانا فراموشش کنیم.

 

?نگذاریم دراین غوغاهای پسا انتخاباتی خورشید تابناک مردم سالاری دینی پشت ابرهای غفلت و حسرت و انتقام بماند.

 

?بیاییم بالاتر و والاتر ازشکر گزاری پیروزی کاندیداهایمان، جبهه سپاس و پیشانی شکر بر درگاه خداوند مهربان بگذاریم. که…

 

?شکر نعمت نعمتت افزون کند
?کفر ،نعمت از کفت بیرون کند

 

?و این نکات ادامه دارد…

 

13 اسفند 1394



هوالعلیم.

?انتخابات دوگانه هفتم اسفند، حقایق و واقعیّت های پیدا و پنهانی، درکوتاه مدّت وبلند مدّت دارد، که نباید در غوغاهای رفتارهای عجولانه ی شادمانه و غمگینانه ی زودگذر گُم و کَم رنگ شود.

 

?مهمّ ترین حقیقتی که واقعیّت هم هست، مشارکت فعّال و پرشور مردم انقلابی ایران اسلامی در نصابی مقبول و مثال زدنی است.

 

?همه می دانیم، مشارکت مردم در انتخابات ریاست جمهوری در ادوار یازدهگانه ی گذشته معدّلی هفتاد درصد به بالا داشته است.
?این در حالی است که میانگین مشارکت در انتخابات مجلس شورای اسلامی معمولاً شصت درصد بوده است.

 

?انتخابات هفتم اسفند درطول سی وهفت سال گذشته ازجمله انتخابات طراز از نظر میزان مشارکت محسوب می شود که حضور شصت و دو درصدی گواه آن است.

 

?از این رو نباید بگذاریم در مسرّت ها و حسرت های پساانتخابات، تصویر روشن و ترسیم صحیح این حرکتِ امنیّت بخش و غرور آفرین، مخدوش و مخطوط جلوه کند.

 

رهبر معظّم اتقلاب اسلامی در پیام تشکر ازحضور مردم، انتخابات هفتم اسفند را در سه فراز زیبا و گویا توصیف کردند:
?بیعت عمومی ملّت ایران به فراخوان نظام اسلامی؛
?نمایش مردم سالاری دینی به جهانیان؛
?سرافرازی نظام اسلامی به خاطر استحکام ساختارها و مقرّراتی که، فرصت های مغتنم را برای تجدید قوای ملّی فراهم آورده است.

 

1⃣«بیعت عمومی»،
2⃣«نمایش مردم سالاری دینی»،
3⃣«فرصت سازی قوانین کنونی برای تجدید قوای ملّی»،
سه واژه وعبارت کلیدی است، که درباره ی آن برمبنای فقه مترقی اسلام و حقوق اسلامی مبتنی بر منظومه فکری و گفتمانی امامین انقلاب اسلامی می توان مباحث نواندیشانه ای را مطرح کرد.

 

?رسانه های مختلف ومتتوع در کشور، به ویژه در جبهه فرهنگی و سیاسی انقلاب اسلامی، وظیفه دارند، با نگاهی عمیق تر و فراتر از غوغاها و غبارهای این ایّام، که فرو خواهد نشست، به توصیف این بیعت عمومی و تجدید قوای ملّی بپردازند.

 

✍درباره حقایق و واقعیّت های این انتخابات که باید مورد توجه همگان قرار گیرد، نکاتی هست که تقدیمتان خواهم کرد؛ إن شاء الله.

 

10 اسفند 1394
حمید مشهدی آقایی

 

عضویت در کانال تلگرامی کرانه ها

 



یک. از شگفتی های انتخابات دراین دوره، اصرار عجیب شبکه های بیگانه بر حضور فعال مردم درپای صندوق های رای است!!! حالا دیگر رادیو و تلویزیون بی.بی.سی. ازفهرستی حمایت می کنند و فهرستی را می کوبند. حتی گفته اند در تهران و مازندران وکرمان ومشهد و … به چه کسانی رای ندهیم!! راستی چرا؟

دو. این حرکات وجریان سازی هایی از این قبیل توسط آمریکاییها وانگلیسی ها، حکایت ازسرمایه گذاری ویژه ی دشمن در این مرحله از انتخابات دارد.گویا استکبار از فضای پسابرجام وخوش خیالی و ساده انگاری برخی مسوولان ساده اندیش و بعضی ازموضع گیری های مشکوک عده ای در داخل، براین عزم است تا از روزنه ی این انتخابات به برخی از برنامه های خود در راهبرد نفوذ دست یابد. نوعی هماهنگی داخلی وخارجی درموضع گیری ها،شعارها و موج سازی ها به چشم می خورد که این گمانه را تقویت میکند.

سه.تمام هدف دشمن، با همراهی جاهلانه یا خائنانه برخی عناصر داخلی در این جمله خلاصه می شود:

«دوران انقلاب اسلامی و انقلابی گری در این کشور به پایان رسیده است».

این جریان تلاش می کند، مشکلات کشور از قبیل گرانی وتحریم و… را به گردن مقاومت و ایستادگی مردم بیندازد و اصولگرایی را عامل تشدید این مشکلات بداند.و از این رهگذر عملکرد نامناسب برخی از اصولگرایان بریده از اصولگرایی در دولت دهم را به پای جریان اصولگرایی بیندازد.

این جریان به شدت درحال دو قطبی سازی فرهنگی و اجتماعی جامعه است و می خواهد از این واقعه برای پیروزی در انتخابات برای خود طرفی ببندد.

این جریان، درصدد موضوعات نخ نمایی مثل رفع حصر ازسران فتنه است. بیچاره آن دو نفرکه درهنگامه انتخابات عامل رای آوری می شوند و پس ازانتخابات به فراموشی سپرده می شوند و در جلسات خصوصی شان تداوم حصر آنان مطلوب دانسته می شود و آزادی شان مایه دردسر.

این جریان با فراموش سازی لطماتی در فتنه هشتاد و هشت به کشور وارد کردند. طلبکارانه رد صلاحیت خود را موجب حذف انتخابات رقابتی می دانند، درحالی که در جلسات خصوصی شان، همدیگر را به بازگشت و توبه توصیه می کنند و چون به بیرون می آیند، توصیه شان را فراموش می کنند و دوباره طلبکار نظام می شوند.

این جریان روزی مشارکت حداقلی را مطلوب می دانست و امروزشورای نگهبان را به خاطر مواضع پرصلابت خود، سرزنش کرده و موجب تضعیف مشارکت می دانند.

روزنامه الحیات درچندشماره قبل انتخابات ایران را تعیین کننده ی سرنوشت منطقه می داند وعده ای هم در داخل چنین می گویند و مجلس آینده را مجلس رفع مشکلات منطقه و جهان می خوانند.

این جریان درصدد است ازمجلس خبرگان  و شورای اسلامی در آینده درصدد، تشدید مطالبات از رهبری نظام، مبنی بر کوتاه آمدن ازمواضع استکبار ستیزانه، حمایت از مقاومت اسلامی است. این جریان اقتصاد مقاومتی و معیشت مردم را اولویت خود نمی داند و از هم اکنون دنبال طرح ها و لوایح سیاسی است.

این جریان استقلال درمسیر توسعه رایک خیال خام میداند و نگاهی برون گرا و از سر شیفتگی به غرب، آن هم آمریکا و آنگلیس و آلمان و فرانسه دارد. و ارتباط با اروپای دوم و چین و روسیه را اتلاف وقت نظام می پندارد.

برخی از مدیران در کشور فرهنگ و مهندسی فرهنگی را باور ندارد و فرهنگ را متجلی در برخی رشته های هنری،گردشگری می داند… برنامه ی ضعیف و مقاله گونه ی پیشنهادی ششم شاهد آن است.

راستی چرا بلندگوی استعمار پیر وانگلیس خبیث از یک فهرست حمایت می کند؟

چرا فقیه روشن ضمیر ، حضرت آیت الله جنتی و برخی دیگر بزرگان تا این اندازه مورد بغض دشمن هستند؟

باید منتظر بود وحرکات جبهه دشمن را رصد کرد. نگارنده بر این باور است فتنه این بار از نوع آشوب وکشته سازی وآتش زدن اموال عمومی و شعارصریح برعلیه ارزشها وآرمانها نیست. ممکن است کسانی حرکاتی داشته باشند. لکن این فتنه؛ فتنه ی نرم است…

موضوعی که انشاالله پس از انتخابات و با آشکارشدن کینه های شکست خوردگان به آن خواهیم پرداخت.



?یکی ازطلاب خوب، امشب ازمناطق راهیان نور درجنوب این دلنوشته رو برام فرستاد:

 

?شهدا هم ستاد انتخاباتی دارند.
?هوادارانشان، صادقان گمنام و مجاهدان بی نام و نشانند.
?وعده هایشان را با نثار خونشان عملی می کنند،
?تبلیغاتشان، پوسترهایی است با شعار ایمان، بصیرت، ولایت…
?که برقلب های دوستدارانشان حک کرده اند…
?صلاحیتشان را شورای نگهبان قلبشان احراز کرده، چون به نفس مطمئنه رسیده اند.
?اعتبارنامه شان را ولی فقیه زمان امضا کرده است و…

 

✅در آخر این پروردگار هستی است که انتخاب اصلح را انجام داده است…
و ایشان را به صحن علنی مجلس ملکوت به هدایت و زعامت سالار شهیدان فراخوانده است…

 

?پس ای انتخاب گر صالح ترین ها!!
مرا نیز از عنایت خویش بهرمندساز…



یکم. اهمیت مجلس خبرگان را این کلام رهبر فرزانه انقلاب می تواند روشن کند:«مجلس خبرگان می تواند مظهر تام و تمام انزال سکینه ی الهی باشد… دو انتخابات مهم در این مجلس انجام می گیرد: یکی انتخاب به وسیله ی مردم که معتمدین خودشان را معین می کنند… دوم، انتخاب رهبری توسط خبرگان… هیچ نهاد دیگری را ما به این شکل نداریم که دو انتخاب در دل آن وجود داشته باشد… این مجلس همچنین مظهر آراء مردم و مردم سالاری دینی یا مردم سالاری اسلامی هم هست… وقتی این مجلس تشکیل می شود و آمادگی خود و استقلال فکری خود و آگاهی خود را نشان می دهد،‌ این موجب سکینه و آرامش در دل های مومنین می شود. در واقع این سکینه ی الهی، سرریز می شود از این مجلس به داخل جامعه».
در این فرازها از سخنان رهبر عزیزمان دو توصیف جلوه دارد؛ «خبرگان مظهر آرامش و سکینه ی ملی»، «خبرگان مظهر تام مردم سالاری دینی». همچنین در فرازهای دیگری از سخنان ایشان «مجلس خبرگان موجب تضمین حاکمیت ارزشهای اسلامی» بیان شده است که جلوه ای از اسلامیت نظام نیز هست.